تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - ذهن ما باغچه است ؛ گل در آن باید کاشت

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

      ¤- ذهن ما زندان است  ؛ ما در آن زندانی  ؛ قفل آن را بشکن  ؛ در آن را بگشاي 
 و برون آي ازین دخمه ظلمانی .  نگشايي گل من  ؛ خویش را حبس در آن خواهی کرد
همدم جهل در آن خواهی شد  ؛ همدم دانش و دانايي محدوده خویش
و در این ویرانی ؛ همچنان تنگ نظر میمانی 
هر کسی در قفس ذهنی خود زندانی است
ذهن ، بی پنجره دود آلود است ؛ ذهن ، بی پنجره بی فرجام است
بگشاییم در این تاریکی روزنه اي  ؛ بگذاریم زهر دشت نسیمی بوزد
بگذاریم ز هر موج خروشی بدمد ؛ بگذاریم که هر کوه طنینی فکند
بگذاریم ز هر سوي پیامی برسد
بگشايیم کمی پنجره را  ؛ بفرستیم که اندیشه هوايي بخورد  ؛ و به مهمانی عالم برود
گاه عالم را درخود به ضیافت ببریم ؛ بگذاریم به آبادي عالم قدمی
و بنوشیم ز میخانه هستی قدحی
طعم احساس جهان را بچشیم  ؛ و ببخشیم به احساس جهان خاطره اي
ما به افکار جهان درس دهیم ؛ و زافکار جهان مشق کنیم
و به میراث بشر  ؛ دین خود را بدهیم  ؛ سهم خود را ببریم
خبري خوش باشیم  ؛ و خروسی باشیم ؛ که سحر را به جهان مژده دهیم
نور را هدیه کنیم ؛ و بکوشیم جهان  ؛ به طراوت و ترنم  ؛ تسکین و تسلی برسد
و بروید گل بیداري، دانايي، آبادي ؛ در ذهن زمان
و بروید گل بینايي، صلح، آزادي، عشق  ؛ در قلب زمین
ذهن ما باغچه است  ؛ گل در آن باید کاشت
و نکاري گل من  ؛ علف هرز در آن میروید
زحمت کاشتن یک گل سرخ  ؛ کمتر از زحمت برداشتن  ؛ هرزگی آن علف است
گل بکاریم بیا  ؛ تا مجال علف هرز فراهم نشود
بی گل آرايي ذهن ؛ نازنین ؛   نازنین ؛    نازنین
  هرگز آدم ، آدم نشود.                                         "مجتبي كاشاني"

+   سی ام آذر 1386- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »