تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - جلال الدین فارسی و ابوالحسن بنی صدر

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     ¤- فارغ از دیدگاهها ، سره و ناسره هائی که راجع به جناب آقای جلال الدین فارسی مطرح بوده و شاید هنوز هم مطرح باشد ؛ به علت خاطرات ماندگاری که از ایشان در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی دارم . همیشه چهره مصمم او به عنوان یک شخصیت جذاب ، باسواد و آگاه در ذهنم متجلی می شود . مدتی پیش تلاش کردم تا از طریق یکی از دوستان طلبه ، دیداری با او داشته باشیم که متاسفانه توفیق دیدار حاصل نشد .
      کتاب "زوایای تاریک" بخشی از خاطرات جلال الدین فارسی است که در سال ۷۳ به همت حوزه اندیشه و هنر اسلامی و نشر حدیث ، منتشر شد . قسمتی از این خاطرات به بنی صدر و همچنین داستان کاندیداتوری ایشان برای ریاست جمهوری اختصاص یافته که من با سلیقه خودم (حذف بعضی از نکات) مواردی را نتخاب و نقل می کنم :
      بنی صدر در سال های پیش از پیروزی انقلاب بر خلاف قطب زاده آلایش اخلاقی نداشت . اهل نماز و عبادت بود . از هرزگی و حرکات سبک اجتناب می کرد . اعتماد به نفس داشت . مردم دار و در همکاری اجتماعی و سیاست ، صادق و صمیمی بود . از لحاظ وطن پرستی و پایبندی به ملیت و سیر در خط نه شرقی ،نه غربی شبهه ای در وی نبود . در رفتار غالبا اصول اخلاقی را ملاحظه می کرد . در تاسیس انجمن های اسلامی کشور های مختلف اروپا جدیت و دستی قوی داشت . با توجه به همین جهات مثبت ، مصلحت چنان بود که در فعالیت اسلامیش در  اروپا تقویت شود امام ( ره ) تا حدی او را تایید می کردند . به کسانی که مرا برای سخنرانی به کشور های مختلف اروپا دعوت می کردند توصیه میکردم به جای من از او دعوت کنند . این تواضع و احترامی که برای همکار خویش قائل می شدم در دعوت کنند گان و دیگرانی که بعد ها می شنیدند اثر معنوی عمیقی بر جای می گذاشت . بخصوص که آنچه شنیده می شد رقابت های سیاسی و بد گویی از یکدیگر بود .
     البته از همان زمان عیب هایی هم داشت . آزش به جاه سیاسی تعلق گرفته بود . مردم داری ، سعه صدر و رفتار مودبانه و حساب شده اش برای رسیدن به قدرت طراحی و عملی شده بود . هرکسی را از زاویه نفع یا ضرری که برای آینده سیاسیش داشت می نگریست . رفتارش را با او بر همین اساس تنظیم می نمود . یک خان منشی هم در او دیده می شد . که از محیط خانواده گی و از پدر گرفته بود .
هنوز امیدی به بر قراری رژیم جمهوری نبود که در افواه مبارزان ایرانی شایع شد آقای بنی صدر به کمتر از ریاست جمهوری قانع نیست .
     عشق او به دنیا و جاه سیاسی سبب شد تا جاندوست و محافظه کار باشد و مثل عامه اعضای جبهه ملی از کار های مخاطره آمیز دوری کند در عین حال در برابر کسانی که در مبارزه مسلحانه دست دارند خود را ببازد و احساس حقارت کند . چنانکه بخشی از احترامی که برایم قائل می شد به همین جهت بود .
     این معایب و مفاسد درونی وقتی در شرایط پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفت رو به وخامت نهاد . درست مثل حشیش کشیده ای که وقتی روبروی  آتش بنشیند توهمات مالیخولیاییش شدت می گیرد . چون توده های مردم را پای صحبت خود دید  و رسانه های گروهی در او دمیدند بسی هوایی تر گشت . وقتی فرماندهی کل قوا را یافت از غرور در پوست خود نمی گنجید .
     در مجلس خبرگان جلساتی غیر رسمی داشتیم که در آن اصول به بحث و رای گذاشته می شد تا از حصول اکثریت آراء برای تصویب آن اطمینان یابیم و کار در جلسات رسمی مجلس به سرعت و با حداقل بحث پیش برود . در یکی از این جلسات ، آیت الله شهید بهشتی اصل مربوط به شرائط رئیس جمهور را به رای گذاشت . بنی صدر اعتراض کرد که «بحث هنوز تمام نشده و من این شرایط را قبول ندارم . برای رئیس جمهور باید یک شرط باشد و آن هم احراز اکثریت آرای مردم است » مرحوم بهشتی به او گفت :« ما دیروز مفصل با هم بحث کردیم گفتم : وقتی نماینده مجلس یا قاضی باید دارای شرائط خاصی باشد یا رای دهنگان باید شرائطی داشته باشند چطور ممکن است رئیس جمهور که دومین مقام نظام جمهوری اسلامی است بدون شرائط و خصوصیات معین باشد و شما قانع شدید » گفت : «نه . من قاتع نشدم»
     جلال الدین فارسی در بخش دیگری از کتاب و در شرح ماجرای نامزدی خود برای ریاست جمهوری و شبهه ایرانی الاصل بودن می نویسد : به اتفاق حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی به خدمت امام (ره) شرفیاب شدیم . فرمودند : «خدا می داند (یا خدا شاهد است) برایم فرقی نمی کند که شما رئیس جمهوربشوید یا آقای بنی صدر . اولین رئیس جمهور ما نباید شبهه ای قانونی در موردش باشد . شما در آینده باید مسئولیت های بزرگی را بر عهده بگیرید ! انقلاب اسلامی و ما به وجود شما احتیاج داریم » به امام عرض کردم : «ما به عبدالناصر ایراد می گرفتیم که همسرش بدون روسری ظاهر می شود
هر چند پیراهن آستین بلند می پوشید . شما می دانید که همسر و مخصوصا" دختر آقای بنی صدر در پاریس از لحاظ پوشش چه وضع زننده ای داشته اند » !فرمودند «بالاخره هرکس یک عیبی دارد » آقای هاشمی یاد آور شدند :«این ضربه بزرگی است که به حزب فرود می آید » امام ره در حالی که می خواستندهمراه ما از اتاق خارج شوند به آقای هاشمی فرمودند : « شما ، حزب ، بروید  با بنی صدر همکاری کنید !»

+   هجدهم دی 1386- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »