تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - افسانه زنبورهای ماندویل

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

       ¤- در هر کندو، یک ملکه و چند زنبور نر (حدود ده تا) و هزاران زنبور ماده وجود دارد; زنبورهاى ماده به عنوان کارگر، مسؤولیت مکیدن شیره ى گل ها و تبدیل آن به عسل و نیز جمع آورى در کندو مى باشند، ولى زنبورهاى ملکه و نر، در طول سال در کندو مى مانند و تنها شغل زنبورهاى نر این است که زنبور ملکه را که سالى یک بار پرواز مى کند و اوج مى گیرد، همراهى مى کنند. از میان زنبوران نر، هرکدام که بتواند بیش تر اوج بگیرد و با ملکه همراه شود، توفیق جفت گیرى با ملکه را پیدا مى کند، و با تخم ریزىِ زنبور ملکه، زنبورهاى کارگر به وجود مى آیند. 
      برنارد ماندویل نویسنده کتاب «افسانه زنبورهاى عسل‏» يا «رذائل خصوصى، فوائد عمومى‏اند» معتقد است :جامعه مانند كندوى زنبور عسل است؛ تقسيم كارى در درون اين كندو وجود دارد. عده اى كار مى كنند، عده اى دفاع و يكى هم ملكه است كه كنترل و نظارت مى كند.  لازمه پيشرفت ، وجود چنين تقسيم كارى است كه  موتور محركه آن خودخواهى هاى فردى و منافع شخصى است. اگر چنين نفع طلبى و نابرابرى مترتب بر آن حكم رذايل اخلاقى را داشته باشد، راه ديگرى وجود ندارد جز كنار آمدن با آن. یعنی، توزيع ناعادلانه درآمد را بايد بپذيريم و اين شرط لازم رشد اقتصادى است !
     به تعبیری دیگر :کسانى که در این کندو حکومت مى کنند، افرادى دغل و کثیف اند اگر این نظم طبیعى کندو با کنار گذاشتن دغلکاری و بخور و بخواب زنبوران نر و ملکه تغییر کند، این جنب و جوشى که ـ توسط زنبورهاى ماده ـ در کندو وجود دارد از بین مى رود; زیرا با رفتن ملکه و زنبوران نر به صحرا، اقتدار آنها شکسته خواهد شد، و وقتى این اقتدار شکسته شود، دیگر زنبوران کارگر حرف شنوى و فرمان برى نخواهند داشت و در نهایت، منجر به کاهش محصول کندو خواهد شد. در نتیجه دغلکاری و خوى زشت حاکمان کندو، موجب رونق کندو شده است.

     آدام اسمیت  اما این کار زنبوران را دغلکاری نمی داند بلکه آن را روشی صحیح برای ایجاد نظم و اقتدار اقتصادی دانسته و ضمن نقد ماندویل معتقد است ؛ این نظم را نباید به هم زد، زیرا اگر این نظم به هم خورد، رونق اقتصاد از بین مى رود; بنابراین، باید این نظم طبیعى را حفظ کرد و افراد را در پى جویى منافع خود آزاد گذاشت. او بر همین اساس ايده هماهنگى منافع فردى با جمعى و چگونگى كاركرد نظام اجتماعى مبتنى بر نفع طلبى شخصى را از ماندويل به وام گرفت و بر مبناى آن نظريه بازار آزاد را پردازش كرد.

     این دیدگاهها ناشی از نظریه هائی است که فقر را پدیده ای طبیعی می دانستند . در همین رابطه نقد بر دیدگاه سرمایه داری در باره انسان اقتصادی و  اسطوره زدائی از سه دگم  و این را بخوانید .

+   سوم بهمن 1386- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »