تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - آيتي بهتر از اين مي‌خواهيد؟

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

      ¤- شعری از مرحوم سهراب سپهری که بنا به نقل خبرگزاری قرانی (ایسکا ) اشاره به آياتي از سوره‌هاي قرآن از جمله « يوسف1، مائده 15، ابراهيم 1، انعام 122، آل عمران 191،‌ملك 3، يونس 101 ،‌روم 50، الذاريات 52،‌حجر 74،‌فصلت 16، بقره 7،‌انعام 110» ‌دارد:

      به تماشا سوگند،   و به آغاز كلام ،   و به پرواز كبوتر از ذهن . واژه‌اي در قفس است .  حرف‌هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود  .
     من به آنان گفتم :  آفتابي لب درگاه شماست كه اگر در بگشاييد ، به «رفتار» شما مي‌تابد .

      و به آنان گفتم: سنگ، آرايش كوهستان نيست هم‌چنان كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ. در كف دست‌زمين، گوهر ناپيدايي است كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند   . 
     پي گوهر باشيد  . لحظه‌ها را به چراگاه رسالت ببريد 
     و من آنان را ، به صداي قدم پيك بشارت دادم   و به نزديكي روز،‌ و به افزايش رنگ  . به طنين گل‌سرخ ، پشت پرچين  . 
     و به آنان گفتم :‌  هر كه در حافظه چوب ببيند باغي، صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند. هر كه با مرغ هوا دوست شود، خوابش آرام‌ترين خواب جهان خواهد بود .
     آن كه نور از سر انگشت زمان برچيند، مي‌گشايد گره پنجره‌ها را با آه.   زير بيدي بوديم ، برگي از شاخه بالاي سرم چيدم   
     گفتم:  چشم را باز كنيد، آيتي بهتر از اين مي‌خواهيد؟ 
     مي‌شنيدم كه به هم مي‌گفتند: سحر مي‌داند، سحر!  سر هر كوه رسولي ديدند. ابر انكار به دوش آوردند. باد را نازل كرديم، تا كلاه از سرشان بردارد  .   خانه‌هاش پر داوودي بود. چشم‌شان را بستيم. دستشان را نرسانديم به سرشاخه هوش.

       جيبشان را پر عادت كرديم . خوابشان را به صداي سفر آينه‌ها آشفتيم .

+   بیست و یکم تیر 1387- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »