تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - مدیریت پاداش

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     پاداش (REWARD) عبارتست از: «پيامدهاي ارزشمند مثبت كار براي افراد (شرمرهرن 1993) پاداش ارائه يك پيامد خوشايند براي انجام رفتاري مطلوب از فرد به منظور افزايش احتمال تكرار است. (هلريگل، و ديگران 1995)
پاداش از چنان اهميتي در مباحث مربوط به مديريت برخوردار است كه از آن به عنوان يكي از منابع قدرت مدير تحت عنوان «قدرت پاداش» ياد مي شود منظور از قدرت پاداش استفاده از پاداشهاي مختلف دروني و بيروني به منظور كنترل عملكرد افراد است. به عبارتي، مدير از قدرت پاداش به منظور تاثيرگذاري و كنترل رفتار زيردستان استفاده مي كند. (رابينز و كالتر، 1999) اگرچه همه مديران داراي قدرت پاداش مشابه اي هستند اما موفقيت در دسترسي و به كاربردن اثربخش پاداش نيازمند مديريت آن است. 

به عقيده شرمرهرن (1993) براي طراحي و استفاده موفقيت آميز از استراتژي پاداش - يعني به حداكثر رساندن اثر انگيزشي پاداش - مدير بايستي دو كار انجام دهد:

1 - درك روشن از آنچـــه كه افراد از كارشان مي خواهند؛
2 - ايجاد و توزيع پاداش براي ارضاي اين خواسته ها زماني كه علايق سازماني به خوبي برآورده گردد.
اساسي ترين نكته در زمينه استراتژي مديريت پاداش اين است كه استراتژي ها بايستي به گونه اي باشد كه فرد را براي سطح بالاتري از عملكرد برانگيزاند. (ريد، 2002) در به كاربردن پاداش براي عملكرد مطلوب كاركنان نبايستي هميشه منتظر پاداشهاي سازماني از قبيل افزايش حقوق، مزايا، مرخصي تشــــويقي و... بود زيرا اين موارد هميشه امكان پذيرنيستند. لذا در اين موارد بايد بيشتر از پاداشهاي اجتماعي استفاده كرد از قبيل:
- وقت بيشتري با كاركنان بگذرانيد؛
- كاركنان را به مشاركت بيشتر تشويق كنيد؛
- فرصتهايي براي رشد فراهم سازيد؛
- از قدرشناسي و تمجيد كلامي، لبخند،... استفاده كنيد.
- به حرفهاي آنها گوش داده و نظرات آنها در قبال پاداش موردانتظار جويا شويد. (هاناوي و هانت، 1999)

پاداش مناسب بايستي داراي يكسري از ويژگيهاي ذيل باشد: - كافي و مناسب باشد؛
- منصفانه باشد. پرداخت پاداش به هر فرد بايستي به طور منصفانه و باتوجه به تلاشها،تعدادها و معلومات به مهارتهاي افراد صورت گيرد؛
- متنوع باشد. تكرار يك پاداش از خاصيت انگيزشي آن مي كاهد؛
- پاداش حتمي و قطعي باشد؛
- پاداش نبايد حد افراط و تفريط داشته باشد. بلكه با توجه به سطح عملكرد فرد و توان پرداختي سازمان تعيين گردد؛
- موازنه شده و سنجيده باشد و به طور منطقي پرداخت شود؛
- برانگيزاننده باشد، بر نيروي كار براي كار اثربخش و كارآمد و بهبود عملكرد تاثير بگذارد؛
- موردقبول نيروي كار باشد. نيروي كار بايستي سيستم پاداش را درك كرده و آن را يك سيستم عقلايي بداند. (فوت و هوك)

به طوركلي دو معيار مهم در مديريت پاداش وجود دارد يكي فوريت و ديگري توازن. فوريت بدين معناست كه پاداش بايستي تاحد امكان بلافاصله پس از عملكرد مطلوب ارائه شود زيرا هر چقدر بين اين دو فاصله بيفتد از خاصيت انگيزشي پاداش كاسته مي شود و منظور از توازن، نوعي برابري و عدالت بين عملكرد فرد و نوع و ميزان پاداش است. درصورت عدم توازن بين اين دو از خاصيت انگيزشي پاداش كاسته مي شود.
با استفاده از مقاله « مدیریت پاداش » نشریه تدبیر ۱۳۸

+   بیست و نهم خرداد 1382- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »