تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - سكولاريزاسيون و لائيسيزاسيون

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     از واژگانی که در چند سال اخیر و در سایه پرچم اصلاحات در کشور ما رونق گرفت و از سوی بعضی از روشنفکران ماست مالیزاسیون ! شد  واژه های سکولاریسم و لائيسيته است .

     دکتر سروش از کسانی است که برای اولین بار به تمیز کردن خاکروبه های این واژه ها پرداخته !!؟ و تلاش کرد تا مبانی اسلام را به پندار خویش با انگاره های  غربیانه سازگار نماید . در این اقتراحیه کوتاه قصد ندارم به ریشه های تاریخی و شان نزول لائیکها و سکولارها بپردازم  بلکه اشارتی کوتاه به منطق و مفاهیم اندیشه های آنها و اهدافی که برای حذف دین از زندگی مردم و نظامات حکومتی در سر می پرورانند  خواهم داشت.

     یکی از طرفداران نحله  لائیک می گوید : در منطق لائيسيزاسيون، قدرت سياسی برای ‌«رهايی‌» دولت و نهاد های عمومی از سلطه و سيطره ی كليسا (فرايندی كه ‌«خروج از دين‌» می نامند) بسيج می شود و بطور مستقيم و يك جانبه اقدام می كند. سرانجام، در پی يك سلسله تعارضات و كشمكش های گاه آرام و گاه خشن، گاه موضعی و گاه عمومی، گاه پيش رونده و گاه پس رونده، ميان مخالفان و موافقان روحانيت سالاری clericalisme ، ميان ‌«دولت ملیِ مدرن‌» از يك سو و كليسای كاتوليك وابسته به واتيكان، با خصلتی فرا ملی transnational از سوی ديگر، امر ‌«جدايی دولت و كليساها‌»، تحقق می پذيرد.
سكولاريزاسيون secularisation، (دنيوی كردن، گيتيايی كردن) ويژگی كشور های پروتستان است. آن جا كه "دين و حوزه های مختلف فعاليت اجتماعی به تدريج و به اتفاق دگرگون می شوند.

     و دیگری می گوید : «لائیسیته» تنها می گوید كه دولت (و بخش عمومی) در اندیشه و اداره ی امور خود پیروِ هیچ دینی نیستند و هیچ مرجع حقیقتِ از پیش تعیین شده ای به نام احكام دینی، نمی شناسند.

     «سكولاریزاسیون»، عموماً با یكی از جنبه ها یا دامنه هایش برابر می شود: نزد برخی، با «دنیوی شدن مسیحیت»، نزد برخی دیگر، با «مدرنیته» و سرانجام در جایی دیگر، با روندِ تاریخی «سلب مالكیت...»... اما در همه ی این احوال، همواره، یكی از معنا های اصیل و مركزی این «منطق – فرایند»، «قربانی» یكسو نگری ها و یا فراگیر نگری ها یعنی در واقع مخدوش و یا حتا محو می شود و آن معنا عبارت است از «خروج از سلطه ی دین»

     گر چه تلاش عده ای از کژاندیشان برای راه اندازی نهضت سکولاریزاسیون !!! به شکست انجامید اما اقدامات پنهان برای نهادینه کردن این اندیشه ها در قوالب زیبا و فریبنده ادامه دارد و می خواهند با تلقی های ملائم از سکولاریزه شدن مثل امروزی بودن و قبول دانش و صنعت جدید و ... افکار را به سمت پذیرش این اندیشه های کهنه غربی سوق دهند .

     امید انکه اندیشمندان و سیاست ورزان در کنار هجمه به تحجر و متحجران از خطرات ناشی از این تفکرات غربی غافل نمانند و به نقد و روشنگری راجع به ماهیت و فرایندهای دین گریزانه آنها نیز بپردازند .

+   هشتم دی 1382- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »