تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - تبلیغات صحیح یا پروپاگاندا

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     ¤- پروپاگاندا نوعی از ارائه اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای تأثیر گذاری بر عقاید و یا رفتارهای افراد یک جمعیت می‌باشد. پروپاگاندا، تبلیغاتی در تضاد با ارائه آزاد اطلاعات می‌باشد.
     ژاک الول در تعریف پروپاگاندا می‏نویسد: "پروپاگاندا" شامل تکنیک‏هایی می‏شود که بوسیله یک دولت، یک حزب، یک سازمان یا یک گروه فشار برای تغییر رفتار عامه و تأثیر بر آنها به‏کار برده می‏شود. در تبلیغات شیوه‏ها، حساب‏شده و جزئی است، اهداف مشخص و در عین حال محدود است و سرانجام موضوعات مورد تبلیغ غالباً سیاسی است. او در مورد اینکه تبلیغات علم است یا تکنیک؟ معتقد است که بی هیچ شکی تبلیغات تکنیک است ولی یک تکنیک مدرن؛ یعنی برپایه یک یا چند شاخه از علم قرار گرفته است. به نظر الول، تبلیغات به خودی خود وجود نخواهد داشت ولی بدون آن هیچ چیزی اتفاق نخواهد افتاد. او تبلیغات را به‏عنوان یک پدیده ویژه می‏داند که در همه کشورها از ماهیت یکسانی برخوردار است.
     کیمبال یونگ تبلیغات را اینگونه تعریف می‏کند: "تبلیغات عبارت از بهره‏گیری کم و بیش عمدی، منظم و طراحی‏شده از نشانه‏ها است که به عمد از طریق تلقین و تکنیک‏های روانی مناسب انجام می‏شود و با هدف تغییر و کنترل افکار، عقاید، ارزش‏ها و در نهایت تغییر رفتار آشکار افراد به سوی مسیر تعیین‏شده همراه است.
     پروپاگاندیست، نتایج سریع و فوری را دنبال می‏کند.  پروپاگاندیست به مردم یاد می‏دهد که به چه چیزی فکر کنند. پروپاگاندا بیشتر احساسات و عواطف را هدف قرار می‏دهد.  پروپاگاندیست‏ها در تلاش هستند تا با استفاده از قواعد و تکنیک‏های خاص به هدف پروپاگاندایی خود برسند و در این راستا از روش‏های مختلف بهره می‏برند. یکی از این تکنیک‏ها، قاعده انتقال(Transfer) است که در تبلیغات تجاری هم کاربرد دارد.
     قاعده انتقال را به‏صورت زیر تعریف کرده‏اند: انتقال(Transfer) قاعده‏ای است که به‏موجب آن احترام، اقتدار، اعتبار و بالعکس، عدم احترام، عدم اقتدار و عدم اعتبار از یک پدیده، شخص یا چیزی به یک پدیده، شخص یا چیز دیگر انتقال داده می‏شود؛ به ‏عبارت دیگر، دو محرک با یکدیگر ارسال و خصلت‏های یک محرک به محرک دیگر تعمیم داده می‏شود.  در این روش گاهی پروپاگاندیست برای متقاعدکردن مردم در امر سیاسی از زبان نویسنده ی مشهور یا سیاستمداری معروف یا فردی که مورد اعتماد جامعه است، مردم را مورد خطاب قرار می دهد.
     در این قاعده، پروپاگاندیست از نشانه‏ها، بازگویه‏ها و تصاویر مربوط به افراد مشهور استفاده می‏کند تا یک پیام را نه صرفاً در ارتباط با آنها منتقل کند. در واقع پروپاگاندیست برای متقاعد کردن مخاطبان سعی می‏کند از چیزی که مورد احترام و توجه آنها است، استفاده غیر مستقیم کند. برای مثال، با استفاده از تصاویر میهن‏دوستی و مذهبی که بیشتر مورد توجه مخاطبان است، احساسات و عواطف آنها را مورد هدف قرار داده و پیام را منتقل می‏کند.
     پروپاگاندیست‏ تلاش می‏کند تا شهرت/ وجهه " علمی" یا " پزشکی" را به یک پروژه ویژه‏ و یا مجموعه‏ای از باورها انتقال دهد. برای مثال، یک شعار برای قرص ضد سرفه مخاطبان را ترغیب می‏کند تا از " مجموعه‏های طبی/ پزشکی دیدن کنند. یا در آگهی‏های بازرگانی، هنرپیشگان با پوشیدن روپوش‏های سفید رنگ آزمایشگاهی، به مخاطبان می‏گویند که " مارک/ برند x ، مهمترین تسکین‏دهنده درد است که می‏توانند آن را بدون نسخه پزشک هم خریداری نمایند.
     در پروپاگاندا، وقتی یک فعال سیاسی سخنرانی خود را با یک دعای عمومی قطع می‏کند، در واقع تلاش می‏کند اعتبار مذهبی(دینی/ اعتقادی) را به عقاید و دیدگاه‏هایی انتقال دهد که خودش از آن دیدگاه طرفداری و جانبداری می‏کند.
     آلفرد لی معتقد است حتی نژادپرست‏های ضد علمی عادت دارند با واژگان و کلمات بحث‏های خود را آب و تاب دهند و با تصاویر برگرفته از کارهای علمی و مثال‏های مناسب به هدف خود برسند. برای مثال، پروپاگاندای آلمان نازی، سیاست‏های نژادپرستی را با متوسل‏شدن به علم و مذهب توجیه کرد. با استفاده از :◄ پروپاگاندا و تکنیک انتقال (Transfer) 
+   بیست و چهارم مهر 1387- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »