تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - یک فرمان بزرگ و ماندگار مدیریتی از حضرت امیر مومنان علیه السلام

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه ایران

     ¤- «هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ، حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ: جِبَايَةَ خَرَاجِهَا، وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا، وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا، وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا» 
     اين فرامين و دستوراتـــــــــــي است که بنده خدا علي اميرمومنان در عهد و پيمانش با «مـالک اشتـر» پسر حارث در ميان مي گذارد، هنگامي که زمامداري و ولايت امر کشور مصر را بدو مي سپارد:

     اساسي ترين اهداف و وظايف حکومت اسلامي:
     1- جمع آوري مالياتهاي کشور براي بيت المال.
     2- جهاد و مبارزه پيگير با کليه دشمنان (اعم از داخلي و خارجي)
     3- تنظيم برنامه و اقدام جدي براي ايجاد جامعه صالح.
     4- تنظيم برنامه و اقدام براي عمران و آباداني شهرها.
     صفات و مشخصات مدیران:
     5- امر مي کند او را (يعني امام از مالک اشتر خواهان اين صفات عالي است که مدیران حکومت اسلامي نيز بايد داراي چنين صفات ممتاز باشند) که:
     الف- در برابر خدا پروا پيشه باشد.
     ب- اطاعت خدا را مقدم بر هر اطاعتي قرار دهد.
     ج- پيروي نمايد آنچه را که خدا در کتابش، قرآن، بدان امر نموده، اعم از واجبات و سنن الهي، زيرا هيچ کس سعادتمند و پيروز نخواهد شد مگر به پيروي از اوامر و دستورات الهي که در قرآن آمده و همچنين هيچ کس شقاوتمند و نگون بخت نمي شود مگر آنگاه که نسبت به آن اوامر و فرامين بي اعتنايي کند.
     د- و بايد با دست و قلب و زبان خدا را نصرت و ياري دهد، زيرا خداوند متعهد شده که ياري کند هر کس را که او را ياري دهد و هر کس را که به او ارج نهد عزت و ارجمندي بخشد.
     ه- و امر مي کند او را (يعني مالک اشتر و همه رهبران اسلامي را) که هوي ها و شهوات نفساني خود را در هم کوبد و آنها را بشکند.
     و- و آنگاه که نفس او طريق طغيان و سرکش در پيش گيرد بايد عنان و نفس را در دست گيرد، چون نفس انساني بسيار امرکننده به پليدي و انحرافات است مگر اينکه خداوند عز و جل رحم و عنايت نمايد.
     6- (اي مالک آگاه باش) که ترا به سوي کشوري روانه مي کنم که قبل از تو حاکمان بسياري، چه عادل و چه ظالم، در آن ديار حکومت کرده اند، و ملت ترا آنگونه در نظر مي آورد که تو نيز با همان بينش ها امور و مسائل زمامداران قبل از خود را مورد مطالعه قرار مي دهي و سرانجام درباره تو همان مطالبي را خواهند گفت که تو درباره آن زمامداران مي گفتي. براستي که بندگان خدا را مي سازد مي توان شناخت.
     7- بايد محبوبترين اندوخته ها و گرانبهاترين ذخائر نزد تو اندوختن عمل صالح باشد.
     8- بر هواي نفس خود مسلط باش.
     9- در مورد آنچه که براي تو حلال نيست بر نفس خود بخل بورز و به آن سخت گير، چون بخل ورزيدن به نفس و سخت گيري درباره ي آن، انصاف و عدالت در مورد نفس است، خواه نفس انساني آنرا دوست بدارد و خواه نسبت به آن نارضايتي و کراهت داشته باشد.
     وظايف کلي مدیران در برابر ملت
     خطوط اصلي وظايف
     مسئله خواص و مشخصات اين گروه و وظايف رهبر در ارتباط با اين مسئله
     وظايف مدیران در مورد عيوب ملت
     خطوط اصلي وظايف:
     10- قلب خود را براي ملت سرشار و مملو از رحمت کن.
     11- و نسبت به آنان در قلبت عطوفت و محبت ايجاد نما.
     12- و در مورد ملت دوستي و لطف داشته باش.
     13- براي آنان مانند حيوان درنده و وحشي مباش که خوردن و چپاول آنها را فرصت و غنيمت بشماري، زيرا ملت دو صنف و گروهند:
     1- يا مسلمانند و برادر دين تو محسوب مي شوند.
     2- و يا اينکه بمانند تو انسانند و با تو در خلقت يکسان و مساويند.
     14- اين ملت (چون انسانند) در معرض لغزش قرار دارند و يا سستي عارض آنان مي گردد و عمدا يا سهوا از آنان خطاهائي سر مي زند، پس در اين موقع با عفو و اغماض خويش از آنان درگذر و آنها را مورد بخشش خود قرار ده و به همان ميزان آنها را عفو کن که دوست داري خداوند ترا مورد لطف و عفو خود قرار دهد.
     15- زيرا تو والي و بالا دست آنها هستي- و ولي امر تو مافوق توست و خداوند نيز مافوق ولي امر و امام تو مي باشد- و خداوند کار آنان را به تو سپرده است که قيام به مصالح آنها کني و کارشان را اصلاح نمائي، و ترا بوسيله ايشان مورد آزمايش و امتحان قرار داده است.
     16- مبادا به جنگ و مبارزه با خداوند متعادل بر خيزي! هرگز چنين کاري را مکن، چون تو تاب انتقام الهي را نداري و از رحمت و عفو الهي نيز بي نياز نيستي.
     17- هيچ گاه از عفو و بخششي که در مورد خلافکاران اعمال کرده اي پشيمان مباش .
     18- بر کيفر و عقوبتي که نسبت به خطاکاران روا داشته اي بر خود مبال و بدان خرسند مباش.
     19- نسبت به کاري که راه گريز از آن داري با عجله و شتاب به سوي انجامش مشتاب.
     20- مگو من فرمانده ام و فرمان مي دهم پس بايد فرمان من اطاعت شود و اجراء گردد، زيرا اين خوي و خلق و سستي ايجاد مي کند و حکومت را در معرض آشوب و تغيير قرار مي دهد.
     21- آن زمان که از ملاحظه قدرت و نيروي حکومت خويش تکبر و غروري به تو دست داد، خود را متوجه قدرت لايزال الهي کن و بدان بنگر که فوق قدرت توست و همه نيروي تو از قدرت اوست و قدرت تو در مقابل نيروي عظيم الهي هيچ است. چنين تفکر و توجهي ترا به خود مي آورد و کبر و خودبيني ترا درهم مي شکند و طغيانگري را از تو دور مي کند و عقل ترا که بسبب تکبر و خودبيني از تو پنهان شده به سويت باز مي گرداند.
     22- مبادا با خداوند متعال در عظمت و قدرت روي در روي قرار بگيري! از اين عمل بشدت بپرهيز، چون خداوند متعال هر جبار گردن کشي را ذليل و هر متکبر خود خواهي را پست و خوار مي گرداند.
     23- الف. شخص خودت،
     ب. خاندان و نزديکانت،
     ج. و آن دسته از مردم که مورد علاقه و توجه تو هستند،
     همگي موظف به رعايت عدل و انصاف در اين مواردند:
     1- در مورد خدا (يعني در انجام اوامر و ترک نواهي او).
     2- نسبت به عموم ملت.
     24- اگر اين عدالت و انصاف را رعايت و اجراء نکني حتما ستم و ظلم روا داشته اي و کسي که ظلم و ستمگري به بندگان خدا کند خداوند از طرف بندگانش دشمن او خواهد بود و خداوند با کسي که چنين کند از راه جنگ و مبارزه در آيد و تمام دلائل و براي او را باطل خواهد کرد و (چنان کسي) تا زمانيکه دست از اين اعمال بر ندارد و يا توجه نکند با خداوند در حال جنگ بسر مي برد. 
     25- هيچ عاملي در زايل ساختن نعمات الهي و همچنين تعجيل در انتقام خدا و تبديل نعمت به عذاب موثرتر از بيدادگري و اقامه ظلم و ستم نيست، زيرا خدا، شنواترين شنوايان نسبت به ناله و فرياد ستمديدگان است و اوست که هميشه در کمين ستمکاران مي باشد.
     26- بايد از ميان همه امور کاري را بيشتر دوست داشته باشي که چنين شرايطي را داشته باشد:
الف. معتدل ترين کاري که حق باشد.
     ب. عدلي که عموميت داشته باشد و شامل همه چيز و همه کس گردد. 
     ج. و خشنودي و رضايت عموم ملت در آن (جلب و) گنجانيده شده باشد.
     27- زيرا خشم اکثريت ملت، رضايت و خشنودي خواص را در هم مي کوبد ولي خشنودي و رضايت عموم ملت خشم خواص معدود را در خود حل و ناچيز مي گرداند.
مسئله خواص و مشخصات اين گروه و وظايف رهبر در ارتباط با اين مسئله
     28- خواص داراي اين صفات و مشخصات هستند که:
     1- در هنگام صلح و امنيت بار گران خود را بر دوش زمامدار انداخته و از همه کس و هر گروه گران بارترند.
     2- در گرفتاريها و بلاها از همه کمتر به ياري زمامداران مي شتابند.
     3- نسبت به عدالت و انصاف بي رغبت تر از همه هستند.
     4- در خواهشهاي خود از همه مصرتر مي باشند.
     5- در برابر نعمتها و بخششها، ناسپاس تر از همه هستند.
     6- در عذرپذيري سخت گيرند و کمتر عذر مي پذيرند.
     7- در سختيهاي دوران ناشکيباترند و تحمل و صبر آنها بسيار اندک مي باشد.
     29- اما اين توده ملت که اکثريت امت را تشکيل مي دهند.
      1- بنيانهاي استوار و ستونهاي محکم براي دين و مکتب هستند.
     2- رمز اساسي وحدت مسلمين، همين توده مسلمانان مي باشند.
     3- و نيروي هميشه آماده و حاضر در مقابله با دشمنان هستند.
     30- پس جهت اصلي خود را متوجه اين توده عظيم کن و ميل و گرايش خود را به سوي اين گروه قرار ده.
     وظايف مدیران در مورد عيوب ملت:
     31-
آن افرادي که از ملت پيش تو زياد عيب جوئي مي کنند از خود دور کن.
     32- همچنين اين افراد بايد نزد تو از منفورترين افراد باشند.
     33- زيرا در مردم معايبي است که بر زمامداران واجب تر از ديگران است که آن عيوب بپوشانند.
     34- در کشف عيوب و رازهاي ملت که بر تو پنهان است کوشش مکن.
     35- وظيفه اصلي تو پاک کردن و زدودن آن عيوبي است که برايت روشن و کشف شده است و آنچه که پنهان است حکم و داوري آن با خدا است.
     36- تا مي تواني معايب و اسرار مردم را بپوشان، باشد که خداوند هم، آنچه را که تو مي خواهي (از عيوب تو پيش ديگران پوشيده باشد) از مردم بپوشاند.
     37- کينه و دشمني نسبت به مردم را از قلبت بيرون و جدا کن. 
     38- عوامل و اسباب هر نوع انتقام و دشمني را از ريشه قطع نما.
     39- آنچه را که حقيقت و درستي آن بر تو روشن نيست آنرا ناديده بگير.
     40- در تاييد و تصديق سخن چينان عجله مکن اگر چه اين گروه دسيسه گر و خائن در لباس دوستان ناصح و شفيق در آيند.
     وزراء و مشاوران حکومت:
     41-
 اينگونه افراد را، مشاور خود قرار مده و با آنها مشورت مکن:
     الف. بخيل ب. ترسو و بزدل ج. حريص
     زيرا:
     1- فرد بخيل ترا از اعطا و احسان باز مي دارد و نيز ترا از فقر و تهي دستي مي ترساند.
     2- فرد ترسو و بزدل با ترسي که در تو ايجاد مي کند ترا در تصميم گيري و اجراء امور ضعيف و سست مي گرداند.
     3- فرد حريص از شدت حرصي که در تو ايجاد مي کند باعث ستمگري و ظلم تو مي شود و آن حرص و ستم را برايت خوب جلوه مي دهد.
بخل و ترس و حرص، غرائز و خصلتهايي هستند که همگي آنها ريشه اصلي ايجاد سوءظن به خداوند متعادلند.
     42- بدترين وزيران تو کساني هستند که در حکومت اشرار قبل از تو منصب وزارت داشته و در گناهان و جرائم آنها شريک بوده اند.
     43- مبادا از اين افراد که در دولت جنايتکاران و اشرار جزو آنان و شريک جرائم آنان بوده اند صاحب سر و محرم راز تو باشند زيرا اين گونه افراد:
     اولا: همکار و يار مجرمان و گناهکاران بوده اند.
     ثانيا: از بردران و همراهان ستمگران محسوب مي شوند.
     44- تو مي تواني بجاي اين وزيران کساني را که از هر لحاظ بهتر از اين افراد هستند انتخاب نمايي، کسانيکه:
     الف. مديريت و نفوذ آنها را دارا هستند.
     ب. علاوه بر آن مديريت و نفوذ، اين گروه از گناه و جرم و وبالي که آنها در گردن دارند پاک و منزهند.
     ج. همچنين هيچ ستمگري را بر ستمگريش معاونت نکرده اند و هيچ گناهکار و مجرمي را در ارتکاب گناه و جرائم کمک ننموده اند.
     45- اين گونه مردان را که براي وزارت انتخاب نمايي:
     1- بدون هيچ تحميلي بر دولت، سبک بال زندگي مي کنند.
     2- بهترين يار و همکارت مي باشند.
     3- نسبت به تو بسيار مهربان و با عطوفت هستند.
     4- با بيگانه و غير از تو کمتر انس و الفت مي گيرند.
     46- اين افراد را جزء نزديکترين افراد خود قرار بده و آنها را براي مجالس سري و علني خود برگزين.
     47- گزيده ترين افراد از وزراء پيش تو کسي باشد که:
     الف. سخن حقي را که بر انسان ناگورا و تلخ مي آيد بيشتر به تو تذکر دهد.
     ب. و اگر زماني خواستي از روي هوي و هوس مرتکب عملي شوي که خداوند متعال آن گونه اعمال را براي اولياء و دوستان خود شايسته نمي داند کمتر نسبت به تو رغبت و مساعدت نشان دهد.
     48- بايد بدين افراد، نزديک و دوست و ملحق شوي:
     1- افراديکه اهل تقوي و ورع هستند.
     2- اهل صداقت و راستگويي اند.
     49- از افرادي که با تو همکاري مي کنند بخواه که در صدد چاپلوسي و تملق تو برنيايند و بيهوده ترا نسبت به کاري که انجام نداده اي نستايند، چون زياده روي در تعريف و تملق که نسبت به انسان انجام گيرد منشاء خودبيني و کبر مي گردد و ايجاد غرور و تکبر مي کند.
     حقوق ملت
     اصول کلي
     شناخت طبقات جامعه
     اهداف و ماموريت هاي ارتش اسلامي
     نياز کليه طبقات جامعه به يکديگر
     وظايف رهبر دربرآوردن کليه حقوق طبقات جامعه
     اصول کلي:
     50-
نبايد نيکوکاران و زشت کاران در پيش تو يکسان باشند که در اين صورت:
     الف. نيکوکاران نسبت به کارهاي شايسته دلسرد و بي رغبت مي شوند.
     ب. و بدکاران نسبت به جرائم و زشتي هاي خود جري و تشويق مي گردند.
     51- هر يکي از اين دو گروه (بدکاران و نيکوکاران) را به تناسب اعمال و کرداري که انجام داده اند به نتيجه آنچه که انجام داده اند برسان.
     52- بهترين عوامل اثبات حسن ظن زمامدار نسبت به ملت عبارتند از:
     1- احسان به قاطبه مردم
     2- برداشتن هزينه هاي و مخارج زندگي از دوشت ملت و سبک نمودن آن.
     3- وادار نکردن ملت به کاري که از عهده آنها برنمي آيند.
     53- در اين زمينه بايد روشي را در پيش گيري که ملت احساس کنند که نسبت به آنها واقعا حسن ظن داري.
     اگر ملت چنين احساس را کردند در اين موقع است که حسن ظن، بسياري از رنجها و مشکلات و گرفتاريها را از ميان برمي دارد.
     54- به کسي حسن ظن داشته باش که بوته امتحان بخوبي بيرون آمده باشد.
     55- و به کسي سوءظن داشته باش که از بوته آزمايش بد بيرون آمده باشد.
     56- روش و سنن صالحان و بزرگان آن قوم و ملت را که در ميان آنها بجا مانده است و ملت نيز بوسيله آن سنت ها امورشان را اصلاح مي کنند، هرگز نقص مکن.
     57- مبادا روشي را از پيش خود وضع کني که ناقص سنت و روش صالح گذشتگان آن ملت باشد که در اين صورت اجر و ثواب سنن شايسته براي کساني خواهد بود که آنها را وضع نموده و گناه و وزر و وبال نقص آنها به گردن تو خواهد افتاد.
     58- نسبت به اعمال و کارهايي که موجب تثبيت صلح و امنيت و آرامش مي شود و همچنين در اموري که موجب قوام مردم مي باشد، در تمام اين موارد با دانشمندان و عقلاء و حکماء ملت بسيار و پيوسته مذاکره و مشاوره کن.
شناخت طبقات جامعه
     59- ملت از چند طبقه و گروه تشکيل مي شوند. قوام و ثبات و سامان ملت منوط به همبستگي همه طبقات و گروهها به هم مي باشد. و هيچ طبقه و گروهي از طبقه و گروه ديگر بي نياز و مستغني نيست:
     1- لشگريان خدا (ارتشيان).
     2- دبيران و نويسندگان (وزيران و مشاوران عالي رتبه)
     3- قاضيان عدالت.
     4- کارمندان و کارگزاران عدالت و اهل مدارا با ملت.
     5- ماليات دهندگان:
     الف. اقليتهاي مذهبي که جزيه مي پردازند.
     ب. مسلمانان که مالياتهاي اسلامي مي پردازند.
     6- بازرگانان و صنعتگران.
     7- طبقه و گروه محروم جامعه، کساني که نياز رسيدگي به آنها احساس مي شود.
     60- خداوند متعال براي هر يک از اين طبقات و گروه ها
طبق آنچه که در قرآن و سنت پيامبرش معين نموده است حد و حدودي قرار داده و سهم آنان را مشخص کرده است و اين مقررات و پيمانها نزد ما محفوظ مي باشد.
     اهداف و ماموريت هاي ارتش اسلامي:
     61-
ارتش طبق فرمان خدا:
     1- براي کشور و ملت بمنزله دژها و قلعه هاي محکم در برابر دشمنان هستند.
     2- باعث عزت و سر افرازي رهبرانند.
     3- عامل و موجب عظمت و عزت دين محسوب مي شوند.
     4- مامور آرامش و امنيت کشور و ملت هستند.
     نياز کليه طبقات جامعه به يکديگر:
     62-
ملت بدون چنين ارتشي نمي تواند به حيات خود ادامه دهد، قوام ارتش نيز به بودجه ايست که خداوند آنرا در بيت المال مشخص نموده که بوسيله آن بودجه مي توانند با فراهم کردن قدرت کافي به جهاد بر ضد دشمنان بشتابند و همچنين از آن بودجه زندگي خود را اصلاح و بقيه نيازمنديهاي خود را تامين کنند.
     پايداري و ادامه حيات ملت و ارتش بستگي به گروه سوم دارد که بنام قاضيان عدالت و کارمندان دولت و دبيران ناميده مي شوند.
     چون قاضيان عدالت عهده دار تنظيم روابط حقوقي اجتماعي و همچنين مشغول حل و فصل اختلافات و دعاوي مي باشند، و کارمندان مسئول تامين منافع مردمند و دبيران و نويسندگان نيز که مورد اعتماد هستند کليه مسائل عمومي مملکت يا مسائل سري از زير دست آنها مي گذرد.
     قوام و حيات کليه طبقات ملت بستگي به وجود بازرگانان و صنعتگران دارد که:
     1- مسئول فراهم کردن کليه وسائل زندگي مردم و تامين نيازمنديهاي ملت هستند.
     2- با پشتکار و ادامه تجارت خود مايه رونق بازار و کسب و کار مي شوند.
     3- متکفل کارها و مسايل هستند که از ديگران ساخته نيست و فقط به وسيله ايشان ميسر مي باشد.
     سپس طبقه محروم جامعه مطرح است که بايد بحق و شايسته:
     الف. به کليه افراد آن ياري و مساعدت نمود.
     ب. مخارج و نيازمنديهاي زندگي آنان را تامين کرد.
     وظايف رهبر دربرآوردن کليه حقوق طبقات جامعه:
     63-
همه طبقات ملت در پناه خدا و در سعه رحمت او هستند و بر عهده زمامدار است که حق هر يک از آنان را بقدر آنچه که زندگيشان تامين گردد ادا نمايد.
     64- زمامداران هيچ گاه از اين اوامر مهم و مسائل مختلفي که خداوند متعال بعهده آنان گذاشته است به درستي بيرون نمي آيند مگر:
     1- به اهتمام و کوششي سخت و پيگير در احقاق حقوق همه طبقات ملت.
     2- استعانت از وجود لا يزال الهي و تکيه بر نيروي او.
     3- موظف نمودن خود به انجام و اداء حق و حقوقها.
     4- صبر و تحمل بر تمام کارها و اداء حقوق، چه سنگين و چه سبک و چه دشوار و چه آسان.
     ارتش اسلامي و مسئله انتخاب فرماندهان:
     انتخاب فرماندهان ارتش
     وظايف رهبر نسبت به ارتش و فرماندهان
     مشخصات عاليترين فرماندهان ارتش
     انتخاب فرماندهان ارتش:
     65- از ميان ارتش و ارتشيان کسي را براي فرماندهي انتخاب نما که داراي چنين صفاتي باشد.
     1- مطيع تر و هميارتر از همه نسبت به اجراء اوامر و نواهي خداوند متعال و پيامبر اسلام و ولي امر و امام امت باشد.
     2- پاکدامن تر و پارساتر از همه باشد.
     3- خردمندتر و بردبارتر از همه باشد.
     4- بر نفس خود مسلط باشد و زود خشمگين نگردد.
     5- عذر عذرخواهان را زودتر پذيرا شود.
     6- نسبت به طبقه محروم و ضعفاي جامعه رحيم تر و با عاطفه تر از همه باشد.
     7- نسبت به زورمندان و اقوياي جامعه سختگير و از آنان بدور و کناره گير باشد .
     8- از کساني باشد که در کشاکش شدائد و مصائب از کوره در نرود و سختيها را پذيرا باشد.
     9- ضعيف النفس نباشد که از شدت ضعف شانه از زير بار مسئوليت خالي کند.
     10- داراي سوابقي درخشان در اسلام باشد.
     11- شجاع و سلحشور باشد.
     12- فردي مردم دار و اهل سخاوت و مروت و جوانمردي باشد. مجموعه اين صفات در کساني جمع است که سرچشمه کرامت و شاخسار بزرگواري بوده و خود نيز مجموعه فضائل و اهل معروف هستند.
وظايف رهبر نسبت به ارتش و فرماندهان
     66- چنان به ارتش و فرماندهان آن رسيدگي و مهرباني کن، گويي که پدر و مادر خانواده به فرزندان خود مهرباني و رسيدگي مي کنند.
     67- در توان بخشيدن و قدرت دادن به آنان از هيچ چيز دريغ مورز و آنچه که موجب نيرو دادن به آنها مي شود در پيش چشم تو مشکل و بزرگ نيايد.
     68- هميشه متوجه آنان باش و از حال آنها آگاه شو و نسبت به آنان لطف و محبت داشته باش و اين کار را کوچک مشمار، اگر چه کم و کوچک باشد، زيرا اينگونه رفتارها و آگاهي از حال آنها و الطاف کوچک و بزرگ تو باعث مي شود که ارتشيان نسبت به تو کمال خيرخواهي و همکاري را داشته باشند و همچنين موجب حسن ظن آنها مي شود.
     69- مبادا به اتکاء اينکه کارهاي بزرگي را براي آنان انجام داده اي از کارهاي کوچک و ظريف غفلت نمايي، زيرا آنها نسبت به کارهاي کوچک و بزرگ و بر آوردن آن نيازمندند، و هر کدام از اين قبيل کارها، اعم از کوچک و بزرگ را بايد در موقع و مکان خودش برآورده نمايي و در انجام آنها کوشا باشي.
مشخصات عاليترين فرماندهان ارتش
     70- از ميان همه فرماندهان (که در اصل 65 صفات آنها آمد) کسي را بايد جزو برگزيده ترين افراد انتخاب نمائي و او را نزديکترين فرد به خود قرار بدهي که (علاوه بر صفات قبلي داراي اين صفات نيز باشد):
     1- در شيوه زندگي هم سطح و هم درد همه ارتشيان باشد.
     2- با برنامه ريزي کامل آنچنان به زندگي و نيازمنديهاي ارتش رسيدگي نمايد که آنان از همه چيز مستغني گردند و زماني که رو در روي دشمنان قرار بگيرند نسبت به وضع خانواده و فرزندان خود از نظر مادي و معنوي بر ايشان جاي هيچگونه نگراني نباشد و هيچ و هم و غمي جز جهاد با دشمنان و سرکوبي آنها در خاطر نپرورانند و خلاصه با فکري آسوده از هر نظر روانه ميدانهاي جهاد و سرکوبي دشمنان شوند.
     71- هر چه مهرباني و عطوفت (تو اي رهبر) نسبت به ارتش بيشتر باشد مسلما دلهاي آنان نيز نسبت به تو مهربانتر خواهد بود.
     وظايف متقابل رهبر و ملت:
     72-
بهترني و برترين کارها که باعث آرامش خاطر زمامداران است:
     1- برقراري و تداوم عدالت در همه کارها و سراسر حکومت اوست.
     2- آشکار نمودن و نشان دادن محبت واقعي از جانب ملت به زمامداران است. زماني اين محبت از طرف ملت نسبت به زمامداران ابراز مي شود که دلها و سينه هاي آنان از هر نوع کينه و نفرت سالم و پاک باشد.
     73- زماني خيرخواهي و همکاري مردم به طور صحيح آشکار مي گردد که:
     1- اقشار ملت به تمام کارها و برنامه هاي زندگي رهبران احاطه داشته باشند.
     2- حکومت رهبران بر دوششان کمتر سنگيني کند.
     3- از حکومت و دولت به تنگ نيامده باشند که براي سرنگوني آن روز شماري کنند .
     74- بنابراين وظيفه داري:
     1- اميدهاي مردم را برآوري و آنها را مايوس نکني.
     2- مشوق ملت باشي و از آنان به نيکويي و شايستگي ياد کني.
     3- از آنهائيکه در انجام کارهاي بزرگ متحمل رنجها و مشقتهاي بسيار شده اند پس بخوبي از اعمال آنها ياد کن.
     75- زيرا اگر از اعمال و افعال شايسته بسيار ياد کني و به خوبي از آنها تجليل بعمل آوري:
     الف. دليران را نسبت به انجام کارشان شجاعتر نموده اي.
     ب. و آنانکه به عللي انزوا اختيار کرده اند بسبب تقديري که تو از ايشان نموده اي ترغيب مي شوند و به جنبش مي افتند و به ياري خدا وارد ميدان عمل مي شوند.
     76- قدر هر کس را نسبت به امتحان و آزمايشي که داده است به همان اندازه بخوبي ادا کن.
     77- خدمت و دسترنج ديگران را به حساب کس ديگر مگذار.
     78- در اداي پاداش کسي که کاري را انجام داده است ذره يي کوتاهي مکن.
     79- بزرگي و شرافت هيچ کس نبايد باعث شود که تو، کار کوچک او را بزرگ بشماري و آنرا برجسته جلوه دهي.
     80- و همچنين نبايد ضعف کسي باعث شود که تو زحمت و مشقت بزرگ او را بخاطر ضعف او کوچک جلوه دهي.
     مرجع اصلي حل اختلاف:
     81- در مسائل و امور هر گاه مشکل و اختلافي پيش آمد که حل آن سخت و مسائل آن مشکوک و مشتبه بود آنرا به خدا و رسول خدا ارجاع ده زيرا خداوند متعال نسبت به قوم و ملتي که لطف دارد آنها را چنين ارشاد نموده:
     «اي کسانيکه ايمان آورده ايد اطاعت کنيد خدا را و اطاعت کنيد رسول خدا و ولي امر را، پس چنانچه در مسئله اي ميانتان اختلاف و نزاعي افتاد آنرا به خدا و رسول خدا ارجاع دهيد.»
     اما مراجعه به خدا يعني گرفتن و اخذ دستور حل آن اختلافات از قرآن مجيد که در آيات محکمه وارد شده است. و اما ارجاع به رسول خدا يعني رجوع و عمل به سنت هاي رسول خدا که متفق عليه مي باشد.
     قاضيان عدالت:
     نحوه تعيين و صفات قاضيان عدالت
     وظايف رهبر نسبت به قاضيان عدالت
     نحوه تعيين و صفات قاضيان عدالت:
     82-
براي قضاوت و داوري ميان مردم کسي را انتخاب نما که:
     1- از نظر تو بهترين و برترين افراد باشد.
     2- انبوه مشکلات و کارها او را به تنگ نياورد (پر حوصله باشد).
     3- پافشاري طرفين (اختلاف) در احقاق حق خودشان او را به خشم وا ندارد.
     4- اگر به اشتباه افتاد و دانست که خطا نموده است از بازگشت به حق و اعتراف به اشتباه خود سرباز نزند.
     5- گرفتار طمع و مطامع شوم نفساني نباشد.
     6- در قضاوت و صدور حکم، اطلاع کافي داشته باشد و به فهم و اطلاعات سطحي اکتفاء نکند.
     7- نسبت به مسائل و امور مشتبه و گنگ محتاطتر بوده، در کشف موضوعات از ديگران تامل بيشتر داشته باشد.
     8- مصرتر از هر کس در پي بردن به واقعيات قضايا بوده، دنبال براهين و دلايل قطعي باشد.
     9- از مراجعه طرفين دعوا، کمتر از هر کسي احساس خستگي و ناراحتي کند.
     10- و از هر کس در کشف مسايل و حقايق صبورتر باشد.
     11- پس از رسيدن به قطعيت و حقانيت قضاوت، در صدور حکم داراي قاطعيت باشد.
     12- از افرادي باشد که تملق و چاپلوسي در او اثر نگذارد.
     13- مکر و حيله و فريب و خدعه او را به هر سو نکشاند.
     83- (رهبر توجه داشته باش در حسن انتخاب که:) اينگونه افراد جدا کميابند.
     وظايف رهبر نسبت به قاضيان عدالت:
     84- زمانيکه اينگونه افراد شايسته و صالح را به مسند نشاندي در نحوه قضاوت و داوريهاي آنان بسيار بررسي و رسيدگي کن.
     85- آنچنان حقوق مکفي به آنها بپرداز و نسبت به آنها بذل مال کن که تمام نيازمنديهايشان برطرف شود و از کليه مردم بي نياز باشند.
     86- قدر و منزلت اينان را در نزد خود آنچنان بالا ببر که کسي را ياراي طمع در مقام آنها نباشد، آنچنان که اطمينان حاصل کني که هيچ مقام و هيچ کسي نمي تواند با دسيسه و سخن چيني دخالتي در کارهاي آنان داشته باشد.
     87- (اي رهبر) خوب و آگاهانه در اين مسائل و مطالبي که گفته شد فکر و نظر کن، فکر و نظري بس ژرف و عميق زيرا اين دين اسير و ملعبه دست اشرار بوده، و کارهايي را به اسم دين و ديانت انجام داده اند ولي واقعا هوس ها و شهوات خود را عمل نمودند و دين خدا را وسيله قرار داده بودند تا به اميال پست دنيوي خود برسند.
     کارمندان و کارگزاران دولت:
     طريقه انتخاب و صفات کارمندان و کارگزاران دولت
     وظيفه رهبر نسبت به کارمندان و کارگزاران
     طريقه انتخاب و صفات کارمندان و کارگزاران دولت:
     88- در امور و کارهاي کارمندان و عمال خود دقت کن و پس از اينکه آنها را امتحان نمودي به کار بگمار و در تعيين کارگزاران خود چنين کن:
     1- قبل از اينکه آنها را به کاري بگماري آنانرا مورد آزمايش و امتحان قرار بده.
     2- به خاطر تمايل خاص به شخصي، کسي را به کاري منصوب مکن.
     3- خود سرانه و بدون مشورت و يا استبداد راي آنها را بکار مگمار. زيرا اينگونه انتخاب و منصوب نمودن يعني از روي تمايل شخصي و بدون مشورت و آزمايش، خود ستمگري و ظلم و خيانت است.
     89- براي انتخاب کارمندان و کارگزاران دولت اينگونه افراد را انتخاب نما:
     1- افرادي که اهل تجربه هستند و در کشاکش کارها ساخته و پرداخته شده اند.
     2- داراي صيانت نفس و اهل شرم و حياء و عفت هستند.
     3- از خاندانهاي پاک دامن و صالح باشند.
     4- سابقه و حسن سابقه آنها در اسلام بيش از ديگران باشد.
     چون اين افراد با اين صفات شايسته:
     الف. از نظر فضايل اخلاقي در درجه اعلاء کرامت نفس قرار دارند.
     ب. داراي شخصيت و علاقمند به حفظ صيانت و پاکي نفس و روح خويشند.
     ج. مدبر و مدير و دور انديش، و در کارها و مسايل، عميق هستند.
     وظيفه رهبر نسبت به کارمندان و کارگزاران :
     90-
معاش و احتياجات آنان را به صورت کامل برآورده کن، چون رسيدگي کامل به حال کارمندان موجب تقويت آنان و پشتوانه پاکي و صيانت و اصلاح نفوسشان و سبب بي نيازي آنهاست، لذا امين مي گردند و از دستبرد به بيت المال و خيانت به اموال که در اختيارشان و يا زير نفوذشان مي باشد قطع اميد مي کنند. و همين تامين کامل نيازمندي آنها، بهترين حجت و دليل توست (زمانيکه خيانت کنند) زيرا که تو تمام نيازمنديهاي آنها را تامين نموده بودي و آنها بدون هيچ عذر و بهانه اي دست خيانت به اموال مسلمين زدند با اينکه محتاج و نيازمند بدان اموال نبودند.
بازرسي و بازرسان کشور
     91- براي رسيدگي به کارها و امور مملکت و کليه کارگزاران کساني را براي بازرسي مخفي انتخاب نما که:
     1- مرداني امين و اهل راستي و صداقت باشند که گزارشات و اخبار را بدون خدشه و دروغ به تو گزارش کنند.
     2- و نسبت به تو وفادار باشند.
     92- به طور پنهان، اين بازرسان صالح را بفرست، زيرا مراقبت ها و بازرسي هاي مخفي در کارهاي مملکت موجب خواهد شد که کارمندان و کارگزاران دولت به امانت داري و عدم خيانت تشويق شوند. و همچنين باعث نرمش و عطوفت عمال دولت با مردم و ملت مي گردد و لذا کار ملت را به طور سريع در جريان مي اندازند.
     93- در مورد ياران نزديک خود هشيار و بيدار باش. اگر کسي از آنان دست به خيانت زد و گزارش هاي بازرسان مخفي تو نيز همگي آن خيانتها را تائيد کردند، براي اثبات خيانت آنان گزارش هاي بازرسان کافي است، حال بدون فوت وقت:
     1- حد خيانتي را که کرده است بر او جاري ساز.
     2- او را به کيفر عملش برسان.
     3- او را به خاک مذلت و خواري بنشان.
     4- داغ خيانت را آشکارا بر او بزن.
     5- قلاده و حلقه ننگ را به گردنش بيفکن.
     ماليات و بيت المال و ماليات دهندگان:
     94- در مورد ماليات به گونه اي اقدام و رفتار کن که به صلاح و مصلحت ماليات دهندگان باشد، چون حسن برنامه در مورد ماليات و ماليات دهندگان به نفع و مصلحت تمامي طبقات ملت و کارهاي مملکت خواهد بود.
     95- وضع و حال کارهاي ديگران رو به بهبود و صلاح نمي رود اگر وضع و حال ماليات دهندگان شايسته و بايسته نباشد زيرا همه افراد ملت نان خور و زير چتر حمايت و وابسته به ماليات و ماليات دهندگان هستند.
     96- توجه تو نسبت به عمران و آباداني مملکت بيش از توجه به گرفتن و جمع آوري ماليات باشد زيرا ماليات به دست نمي آيد مگر به عمران و آباد بودن مملکت.
     97- حکومتي که در صدد گرفتن و جمع آوري ماليات باشد بدون اينکه عمران و آباداني در مملکت برقرار شده باشد:
     الف. مملکت را به ورشکستگي و نابودي سوق خواهد داد.
     ب. و ملت را دچار هلاکت مي گرداند.
     ج. و در نتيجه حکومت ثبات خود را از دست مي دهد و رو به سقوط حتمي مي گذارد.
     98- اگر ماليات دهندگان (از کليه اصناف و طبقات مختلف جامعه) شکايت کردند:
     1- يا از سنگيني و زيادي مالياتها،
     2- يا از علل موجهي که به سبب آنها نمي توانند ماليات خود را پرداخت کنند،
     3- يا از خشکسالي و بي آبي و نيامدن بارانهاي سالانه،
     4- يا از امراض گوناگوني که باعث از بين رفتن محصولات گشته است.
     پس وظيفه تو اين است که:
     99- آنقدر به آنان در پرداخت ماليات تخفيف بدهي تا اينکه کارهايشان رو به اصلاح و بهبودي برود و مبادا اين تخفيف برايت سنگين و گران تلقي شود، زيرا:
     الف. اين تخفيف و اغماض خود ذخيره ايست که بعد از اينکه موانع رفع شد و مملکت رو به آباداني و عمران رفت و باز به خزاين ماليات برمي گردد.
     ب. همچنين سبب آراستگي و پاکي حکومت تو مي شود.
     ج. به علاوه مورد حمايت و ستايش ملت قرار مي گيري.
     د. و به خاطر عدالتي که در ميان ملت اعمال نموده اي خوشحال و سر فراز خواهي بود و مي تواني نسبت به اين ملت اعتماد و اطمينان پيدا کني بسبب:
     1- رفاه و آسايش که نزد آنان اندوخته اي و اعتماد آنان را در حمايت از حکومت جلب نموده اي.
     2- و عدالتي که در ميان ملت برقرار کرده اي.
     3- و مهر و محبتي که به آنان مبذول داشته اي.
     4- و علاوه بر اينها چه بسا، کارها و مشکلاتي پيش آيد که انجام آنرا به خود مردم واگذار کني و آنان نيز با طيب خاطر و اطمينان کامل آنها را بپذيرند.
در اين حالت که مردم مملکت در آسايش و رفاه و در عمران و آباداني و زير چتر حمايت عدالت و محبت حکومت به سر مي برند «ملت قادر به تحمل هر بار و هر مشکلي هستند».
     100- توجه داشته باش که بدون هيچ شک و شبهه اي خرابي و ويراني مملکت از فقر و فاقه ملت است و فقر و تنگدستي ملت نيز ناشي از ثروت اندوزي زمامداران است ، که خود از اين خصلت هاي زمامداران سرچشمه مي گيرد:
     1- از هم و غم آنان در ثروت اندوزي براي روزي که از حکومت عزل مي شوند.
     2- سوءظن نسبت به بي ثباتي سلطه و حکومت خود.
     3- از غفلت و عبرت نگرفتن آنها از عواقب شوم جباران و ستمگران.
     دبيران و نويسندگان مسايل دولتي و کشوري (وزيران و مشاوران عالي رتبه):
     101- برترين و بهترين اشخاص را براي نويسندگي و دبيري انتخاب کن و نوشتن نامه هاي سري و محرمانه و نوشتن مسايل مهم را به شخصي واگذار کن که:
     1- بيش از هر کس واجد اخلاق صالح باشد.
     2- کسي باشد که مقام و شخصيتي که به او مي دهي سرکشش نسازد و باعث نشود که در حضور بزرگان نسبت به تو گستاخي و با تو اظهار مخالفت کند.
     3- و کسي نباشد که با اهمال و غفلت باعث نرسيدن نامه کارگزاران و فرماندارانت به تو گردد.
     4- و نه شخص غافلي که در پاسخ گويي از طرف تو و يا در مواردي که چيزي را برايت بايد بگيرد و يا اينکه از طرف تو چيزي را مي خواهد بدهد سستي و اهمال ورزد.
     5- و کسي که در بستن عقد و قرار دادهايي که به سود توست سستي نورزد.
     6- و در باز کردن گره قرار دادهايي که به زيان و ضرر تو بسته شده است عاجز نباشد.
     7- فردي وظيفه شناس باشد و وظايف خود را در مسايل و امور تشخيص بدهد. زيرا فردي که نسبت به قدر و منزلت و وظايف خود جاهل و غافل باشد حتما نسبت به کارهاي ديگران و غير خود، جاهلتر و غافلتر است.
     102- در انتخاب اين افراد به نفس خود و حسن ظن خود اطمينان مکن چون افراد براي جلب نظر و شناساندن خود به زمامداران تظاهر به حسن سلوک و خدمتگزاري مي کنند، اما در پس اين ظاهر سازيها و خوش خدمتي هاي زود گذر هيچ گونه همکاري و اخلاص و درستي در کارشان وجود ندارد.
     103- لذا براي انتخاب آنان، اين افراد را نسبت به کارهايي که براي مردمان صالح انجام داده اند امتحان کن و در ميان آنها به کساني اعتماد و اطمينان کن که:
     الف. در ميان ملت درستکارتر بوده باشند.
     ب. و در امانتداري نيز حسن شهرت داشته باشند.
     اين کار تو دليل بر خير انديشي و فرمانبري تو نسبت به پروردگار خود و نسبت به کسي که اين حکومت را به تو سپرده است مي باشد.
     104- از براي هر کاري، يکي از شايسته ترين نويسندگان و دبيران را انتخاب نما و او را در راس آن قرار ده که داراي اين صفات باشد:
     1- مغلوب عظمت کار و زيادي مسايل نشود.
     2- کثرت کارها او را پريشان و متشنج نکند.
     105- اگر در ميان دبيران و نويسندگان تو عيب و ناپسندي وجود داشته باشد و تو آنرا ناديده بگيري خودت مسئول مستقيم عواقب آن خواهي بود.
     بازرگانان و صنعتگران:
     مجريان اقتصادي
     نظارت مستقيم دولت بر حسن جريان اقتصاد کشور
     مجريان اقتصادي:
     106- در مورد بازرگانان و صنعتگران به همه سفارش کن که در حق آنان راه خير و حق را بر گزينند، چه نسبت به آنان که در شهرها مقيم هستند و چه در مورد آنانکه براي تجارت و صنعت بين شهرها در رفت و آمدند و چه کساني که با نيروي باز و به کار و توليد مشغولند.
      107- اين گروه و صنف بازرگان و صنعتگر:
      الف. اساس و بنيان منافع ملت هستند.
     ب. عامل به کار گرفتن ابزار و توليدکننده مي باشند و مالا سبب ايجاد رفاه و آسايش ملت محسوب مي شوند. اين طبقه از مردم کساني هستند که براي منافع ملت و توليد کالا دست به سفرهاي طولاني بر روي زمين يا در ميان درياها و يا دشت ها و کوهستانها مي زنند و به نقاطي سفر مي کنند که براي ديگران مقدور نيست و کسي به آنجا که آنان مي روند، کاري ندارد و به آن نقاط رفت و آمد نمي کند و يا به نقاطي رفته و به کارهايي دست مي زنند که ديگران جرات آنرا ندارند.
     اين گروه از مردم انسانهايي صلح جو و مسالمت طلبند که در مورد ايشان جاي هيچ گونه نگراني از فتنه و آشوب و شورش نيست.
     108-  نسبت به امور و کارهاي اينان رسيدگي و نظارت و سرپرستي کن ، اعم از آن دسته اي که در نزديک تو زندگي مي کنند و يا اينکه در اکناف و اطراف مملکت تو پراکنده اند، نسبت به همه آنان (بازرسي) و رسيدگي کن.
     نظارت مستقيم دولت بر حسن جريان اقتصاد کشور:
     109-
در عين رسيدگي و سفارشي که نسبت به اين دسته از مردم نمودم توجه داشته باش که بخشي از اين گروه بد حساب و بخيل اند و دست به احتکار ارزاق عمومي و کالاهاي مورد استفاده و احتياج ملت مي زنند و در نرخ گذاري اجناس به دلخواه خود نرخ ها را تعيين مي کنند و اين کار سخت به ضرر و زيان ملت و مردم تمام مي شود و اينگونه رفتار در امور تجارت و صنعت، خود عيبي بزرگ براي رهبران است.
     110- از احتکار ارزاق عمومي و مايحتاج مردم جلوگيري و آنرا منع کن، چون رسول خدا (ص) از احتکار مايحتاج مردم منع و جلوگيري کرده است.
     111- داد و ستد و کليه معاملات بايد:
     الف. بر اساس گذشت و مروت باشد.
     ب. بر طبق موازين عدالت انجام گيرد.
     ج. نرخي که تعيين مي شود منصفانه باشد به طوريکه نه به فروشنده و نه به خريدار بي عدالتي و اجحاف گردد.
     112- اگر کسي بعد از نهي و ممنوعيت احتکار ارزاق عمومي و ما يحتاج مردم دست به احتکار زد او را نسبت به احتکاري که کرده است به مجازات و عقوبتي رسوا و خوارکننده برسان اما به طوريکه از حد عدالت خارج نشود.
     طبقه محرومان و مستضعفان جامعه:
     محرومات جامعه
     وظايف رهبر نسبت به طبقه محروم جامعه
     محرومات جامعه:
     113- در مورد طبقه محروم جامعه واقعا به ياد خدا باش و خدا را در اين مورد شاهد و ناظر خود بدان.
طبقات محروم جامعه آناني هستند که هيچ چاره اي ندارند، از:
     1- مساکين (کساني که در آمد آنها کفاف مخارجشان را نمي کند).
     2- افراد محتاج و نيازمند.
     3- آنان که دچار سختي و شدت شده اند.
     4- کساني که قادر به کار کردن نبوده و زمين گير شده اند.
     114- در ميان اين طبقه محروم، کساني هستند که بيچارگي و فقر خود را بازگو مي کنند و عده اي ديگر اظهار فقر و درماندگي نمي کنند، اما احتياج مبرم به انفاق و رسيدگي دارند.
بنابراين براي خدا حقوقي را که خداوند متعال در مورد اين طبقه محروم بر عهده تو نهاده است رعايت کن.
     وظايف رهبر نسبت به طبقه محروم جامعه:
     115- براي تامين نيازهاي اين طبقه:
     1- از بيت المال سهمي را مخصوص اين گروه معين کن.
     2- بخشي از منافعي را که از سرزمينهاي ديگر که در تصرف دولت اسلام است و در هر شهري به دست مي آيد و يا هست، براي اين طبقه محروم قرار بده.
     116- بايد به طور عادلانه و مساوي سهم و منافع همه افراد محروم تامين گردد، چه آنانکه در نزديک ترين نقاط به تو زندگي مي کنند و چه آنانکه در دورترين نقاط کشور بسر مي برند، رعايت حقوق حقه همه اينها به عهده توست.
     117- مبادا قدرت و نعمتي که از آن بر خورداري ترا به طغيان وا دارد و مشغول کند و بدين سبب از حال اين طبقه غافل شوي! چون در مورد غفلت از اين طبقه عذري از تو پذيرفته نيست و نيز هيچ عذري در مورد اينکه به علت کارهاي زياد و مهم، حقوق جزيي آنها را فراموش کني از تو پذيرفته نيست.
     118- هيچگاه کوشش در رفاه حال و تامين نيازمنديهاي اين طبقه را فراموش مکن و به واسطه تکبر و غرور از اين طبقه روي برمگردان.
     119- بايد سرپرستي و رسيدگي به کارهاي آنهايي را که دسترسي به تو ندارند و ديگران نيز نسبت به آنها با چشم حقارت و پستي مي نگرند و آنها را خوار و بي چيز قلمداد مي کنند به عهده بگيري.
     120- براي رسيدگي به حال و کار اين طبقه، از ياران بسيار امين و مورد وثوق خود که اهل خشيت خدا (بسيار متقي و مسئول) هستند و همچنين داراي تواضع و عدم تکبرند استفاده کن تا گزارش احوال و گرفتاريهاي آنها را برايت بازگو نمايند.
     121- چنان با جديت در رعايت و رسيدگي به حقوق اين طبقه رفتار کن که زمانيکه خدا را ملاقات مي کني (اگر خدا ناکرده غفلتي در اين موارد کرده باشي و يا نتوانسته باشي بطور کامل به آنان رسيدگي نمايي) عذر پذيرفتني در مورد ايشان را داشته باشي.
     122- در ميان کليه طبقات و اقشار ملت، اين طبقه محروم و مسکين از هر قشر و طبقه اي به عدالت و انصاف محتاجتر و نيازمندتر هستند.
     123- هميشه نسبت به اداء حقوق اين طبقه (که شايد کوتاهي صورت پذيرد) به پيش خود شرمنده باش و از درگاه خداوند متعال نسبت به اداء حقوق آنان عذر بخواه.
     124- برعهده توست رسيدگي و انجام امور اين دسته از طبقه محروم:
     الف. يتيمان و بي سرپرستان ملت.
     ب. سالخوردگاني که هيچ کاري از آنان ساخته نيست و عزت نفسشان نيز اجازه درخواست کمک از ديگران را بدانها نمي دهد.
     125- اداء حقوق و رسيدگي و انجام کارهاي طبقه محروم جامعه براي زمامداران سخت سنگين است و راستي که حق و حقيقت همه اش سنگين است ولي خداوند متعال اداء حقوق و رعايت حق را براي کساني که داراي اين صفات باشند آسان و سبک مي کند:
     الف. آنان که خواهان سرانجام نيکو و در پي عاقبتي شايسته هستند.
     ب. آنان که داراي صبر و تحمل مي باشند.
     ج. و آنان که نسبت به وعده هاي الهي اطمينان و اعتماد کامل دارند.
     دادرسي مستقيم ملت در مقابل رهبر
     126-
قسمتي از وقت خود را براي رسيدگي به دادخواهي ملت و مردم قرار بده و شنيدن و رسيدگي به دادخواهي مردم را شخصا عهده دار باش.
     127- محلي را که براي دادخواهي و رسيدگي به آنها قرار مي دهي بايد مجلس عمومي و در ملاء عام باشد و تو نيز شخصا در آن مجلس عام شرکت کن و براي خداوند متعادل کمال فروتني و تواضع را انجام ده.
     128- در آن روز دستور صادر کن به:
     الف. لشکريان و ارتشيان،
     ب. نزديکان و همکارانت،
     ج. محافظان شخصي خود،
     د. و افرادي که براي نظم و مقررات تو هستند، که به هيچ وجه در آن مکان حضور نداشته باشند و از آنجا دور شوند و حق امر و نهي نسبت به مردم که براي دادخواهي آمده اند نداشته باشند تا اينکه سخنگويان دسته هاي مختلف مردم بتوانند هدفهاي خود را بدون هيچ ترس و واهمه اي بازگو کنند و بدون هيچ لکنت زباني شخصا مسائل و مشکلات خود را با تو در ميان بگذارند.
     من از رسول خدا به طور مکرر و در هر مکان و زماني بسيار شنيدم که فرمود: «امتي که در ميان آنها حق ضعيفان از اقويا و زورمندان بدون هيچ ترس و معطلي گرفته نشود، هرگز آن امت (از لوث انحراف و فساد و ظلم) پاک نخواهد شد.»
     129- تندخويي و نارسايي گفتار و يا لکنت زبان افرادي را که براي رفع مشکلات خود با تو صحبت مي کنند بايد تحمل کني.
     130- و تو نيز بايد از اينگونه رفتارها بپرهيزي:
     الف. بد خلقي و بي حوصله شدن و به تنگ آمدن.
     ب. تکبر و خود پسندي.
     تا اينکه خداوند بواسطه تحمل اين شدائد و رعايت اينگونه مسايل، رحمت همه جانبه خود را نسبت به تو عرضه دارد و تو را مستحق ثواب و پاداش طاعت خود گرداند.
     131- آنچه را که به مردم عطا و بخشش مي کني بدون هيچ تعللي و بدون هيچ منتي عطا کن.
     132- و اگر چنانچه برايت عطا کردن چيزي مقدور نيست و يا نمي تواني خواسته هاي آنها را برآورده کني با کمال لطف و مهرباني از آنان عذر و پوزش بخواه.
وظايفي که رهبر شخصا عهده دار آنهاست
     133- مسايل و کارهايي که در ميان همه کارها شخصا بايد بدانها رسيدگي نمايي:
     1- انجام دادن يا جواب دادن نامه هايي که کارگزاران دولت نوشته اند و ديگران از جواب دادن به آن عاجز هستند، شخصا آنها را انجام و جواب ده.
     2- کارهايي که نزديکان و همکارانت به علت سختي و يا مسامحه به تاخير انداخته اند در همان روزي که براي مي آورند و تو بدانها اطلاع پيدا مي کني، براي انجام و رفع مشکلات، فورا نسبت به آن کارها فرمان صادر کن.
     134- در هر روز، کار همان روز را انجام بده چون از براي هر روزي کار مخصوصي است که بدان روز اختصاص دارد.
     135- اگر چه همه اوقات و ايام تا زماني که انسان هميشه در آن مواقع با نيت پاک و صالح در خدمت آسايش و صلاح مردم گام برمي دارد براي خداست، ولي براي خلوت و عبادت با خدايت، بهترين و با عظمت ترين مواقع را انتخاب کن.
     136- قسمتي از اوقات شب و روز را براي اقامه فرائض و واجبات الهي که مخصوص دين و خدايت مي باشد به حق تعالي اختصاص ده و همچنين به آن چيزهايي که موجب تقرب و نزديکي به خدا مي گردد، انجام همه آنها را کامل و بدون نقص و دور از هر تظاهر و ريايي به پايان رسان، اگر چه در اين راه متحمل رنج و زحمتي شوي ولي آن شدايد را تحمل کن.
     137- اگر با مردم نماز را به جماعت ادا مي کني:
     الف. طوري نماز جماعت را انجام بده که موجب نفرت و آزار مردم نگردد.
     ب. و همچنين طوري نباشد که موجب تباهي و فساد نماز گردد. چون در ميان افرادي که به تو اقتداء نموده اند کساني بيمار و يا مبتلا به علل ديگري مي باشند که تحمل (افراط و تفريط ترا در نماز جماعت) ندارند و يا اينکه داراي کار و مشاغل زيادي هستند.
     من از رسول خدا (ص) زمانيکه مرا به سوي يمن فرستاد سئوال کردم چگونه با مردم نماز جماعت را بخوانم؟
     حضرت فرمودند: «با مردم نمازي بخوان مانند نماز ضعيفترين آنها و نسبت به مومنان رحيم و مهربان باش.»
     نظارت مستقيم رهبر در مسائل جاري مملکت:
     138- مبادا غيبت تو در ميان ملت و مردم زياد شود! چون پنهان شدن زمامداران از ملت خود:
     1- نوعي فشار و ظلم و ستم به ملت است.
     2- و از کمي اطلاع و يا نا آگاهي رهبر نسبت به امور جاري مملکت حکايت مي کند .
     139- زمانيکه زمامداران در ميان ملت نباشند و پرده اي ميان رهبران و ملت کشيده باشد در آن موقع:
     1- باعث بي اطلاعي رهبران از مسايل جاري مملکت مي گردد.
     2- کارهاي بزرگ و با اهميت پيش زمامدار کوچک و بي اهميت جلوه مي کند.
     3- کارهاي کوچک و کم اهميت در پيش رهبران بزرگ و پر اهميت تلقي مي گردد.
     4- خوبي ها، زشت و زشتي ها، خوب در نظرش مي آيد.
     5- حق و باطل درهم مخلوط و مالا شناخت هر يک از آنها غير ممکن مي گردد.
     140- زمامداران خود بشرند (و در معرض خطر) و آنچه را که از مسايل جاري از او دور نگهدارند و از او بپوشانند، او هم نسبت به آنها شناختي پيدا نمي کند.
     براي حق علاماتي ظاهر و معين نيست که بتوان به راحتي و از دور حقيقت را از غير حقيقت و راست را از دورغ تشخيص داد.
     141- (چون زمامداران بشرند و در معرض خطر، لذا) تو از دو حال خارج نيستي:
     1- يا شخصي هستي که به بذل و بخشش خو کرده اي و بدان عادت داري، انهم در راه حق و عدالت، پس در اين صورت نسبت به پرداخت حقوق حقه ملت چرا در پس حجاب قرار مي گيري و بدون پرده و مانعي حق را به صاحبش نمي رساني (خلاصه اينکه دليلي براي غيبت تو نيست)؟
     2- و يا اينکه گرفتار صفت بخل هستي که در اين صورت نيز ملت و مردم، خواهي نخواهي، به اخلاقت پي خواهند برد و از تو در هر صورت (چه در پس پرده و چه در عيان) مايوس خواهند شد و
قطع اميد مي کنند.
     142- پس در ميان ملت باش، زيرا اکثر کارها و نيازمنديهاي مردم که به تو ارجاع مي شود و يا برايت مي گويند هيچ هزينه و خرجي برايت دربرندارد و ترا به مشکلي نخواهد انداخت، چون يا شکايت از ظلم و ستمي است که دچار آن شده اند و رفع آنرا مي خواهند و يا اينکه پيشنهاد عدالت و انصاف بيشتري است که در قرار دادها از تو خواهانند.
     رهبر و مسئله خاندان و نزديکان:
     143- براي زمامداران اشخاصي هستند، چون خواص و يا محرمان راز. در ميان کساني هستند که فقط به فکر خود و جمع آوري منافع خود هستند و بلند پرواز و متکبرند، اينگونه افراد اشخاصي بد بر خورد و بد حسابند. در هر صورت تو بايد دست ستمگري و ظلم اينان را از کليه کارها قطع کني و ريشه فساد آنانرا از بيخ و بن برکني.
     144- مبادا به اطرافيان و يا به نزديکان خود زميني را که بي صاحب و يا جزء بيت المال است بدهي و در اختيار آنها بگذاري!
     145- مبادا کساني از خواص و يا نزديکان نسبت به قدرتي که تو داري به طمع افتند و از تو بخواهند که کشتزار و مرتعي را به آنها واگذاري و آنان نيز با تکيه بر قدرت تو سوء استفاده کرده و به زمين و کشتزار ديگران تجاوز کنند و يا اينکه جلوي آب مشروب زمين ديگران را سد نمايند و يا کاري را که بايد به طور اشتراک با ديگران انجام دهند و هر دو در سود و زيان آن شريک باشند در آن کارها اجحاف و تحميل کنند.
در اين صورت خوشي و سود اينگونه گناهان و تجاوزات از آن کساني است که بواسطه تکيه بر قدرت تو ظلم و ستم نموده اند ولي رنج و مشقت و وزر و وبال آن گناهان و تجاوزات در دنيا و آخرت به عهده و گردن تو خواهد بود.
     146- پايبند و مقيد به حق باش و حق را نسبت به (افراد) دور و نزديک در تمام امور جاري کن.
     147- در به کار بستن و جاري ساختن حق، حسابگر و دقيق و صابر باش، اگر چه در به کار بستن حق و جاري کردن آن و در حسابرسي و دقت به نزديکان و ياران خاص تو (مسئله اي ناراحت کننده) برسد، ولي توجه به آن مسايل مکن و حق را جاري ساز.
     148- زماني که اجراء حق و عدالت برايت گران و سنگين آمد بنگر به عاقبت آن، زيرا سر انجام اداء و جاري کردن حق و عدالت در دنيا و آخرت بسيار نيکو و پسنديده خواهد بود.
     وظيفه رهبر در مقابل اتهامات عليه او :
     149- زماني که ملت گمان کردند که تو نسبت به آنها ظلم و ستمي روا داشته اي وظيفه داري دلائل و براهين و عذر خود را نسبت به کاري که موجب سوءظن ملت و ايراد اتهامات به تو شده است بطور آشکار و بدون ابهامي براي عموم ملت بازگو کني بطوريکه با بيان صريح دلائل و براهين تو سوءظن و موارد اتهام از طرف ملت برطرف شود، زيرا اين کار تو:
     1- باعث تعليم و تقويت نفس خودت به عدالت خواهد بود.
     2- و نسبت به ملت نيز نهايت ملاطفت و مهرباني را کرده اي.
     3- و ملت را نيز متوجه قدم نهادن در راه مستقيم و توجه به حق نموده اي.
     قرار دادها و پيمانهاي صلح با دشمن:
     اصول و خطوط اصلي پيمانها
     مسائل و مطالب درباره پيمانهاي صلح
     اصول و خطوط اصلي پيمانها:
     150-
صلحي را که دشمن به تو پيشنهاد مي کند و در آن رضا و خواسته خداوند متعال نهفته است آنرا رد مکن و بپذير، زيرا اين صلح:
     1- مايه رفاه و آسايش ارتش تو خواهد بود.
     2- و ترا از دردسرها و مشکلات که بوجود آمده راحت مي کند.
     3- موجب امنيت و آسايش مملکت تو خواهد بود.
     151- اما هشيار باش و سخت مراقب، هشيار و مراقب دشمن، زيرا پس از اينکه پيمان صلح را با دشمن امضاء نمودي چه بسا او بوسيله صلح و نزديکي مي خواهد ترا غافلگير کند، پس در امضاء و قبول
صلح:
     1- دور انديشي و هشياري را از دست مده.
     2- خوش بيني و حسن ظن را در اين مورد کنار بگذار.
     مسائل و مطالب درباره پيمانهاي صلح :
     152- اگر بين تو و دشمنت پيماني بسته شد و يا اينکه بدو امان دادي:
     1- به پيمان و عهدي که بسته اي سخت وفادار باش و بدان عمل کن.
     2- اماني را که در آن پيمان گنجانده شده است حفظ کن.
     3- نسبت به کليه تعهداتي که در پيمان قيد شده است خودت حافظ و رعايت کننده آنها باش زيرا علي رغم همه تفرقه ها و تشتت ها و نبودن عقائد و آراء يکسان، هيچيک از فرائض الهي به عظمت وفاي به عهد نمي باشد و در هيچ موردي جز وفاي به عهد همگي مردم و ملتها اتفاق نظر ندارند، حتي مشرکين اگر چه هم عقيده و هم مسلک ما نيستند نسبت به آن پايبند هستند، چون بسبب
تجربه هاي تلخ در رعايت نکردن و شکستن عهدها به اين نتيجه رسيده اند که بايد به عهد و پيماني که بسته مي شود معتقد و وفادار باشند.
     153- هيچگاه در پيمان و عهدي که بسته اي نيرنگ و فريب بکار نبر.
     154- نسبت به تعهداتي که داده اي خيانت روا ندار و آنها را نشکن.
     155- به دشمن خود خدعه و فريب روا مدار، زيرا هيچکس نسبت به پروردگارش گستاخ و جري نمي شود مگر جاهل و ناداني که شقي و نگون بخت است. چون خداوند به وسيله عهد و پيمان خود سايه امنيت و رحمت خودش را بر سر همه کس گسترانده است تا بندگانش بتوانند با خيالي راحت و با طيب خاطر در امنيت و راحتي زندگي خود را ادامه دهند و اين راحتي و امنيت موجب منافع همه بندگانش باشد.
     156- در امر صلح:
     1- فساد و مفسده اي براه نينداز.
     2- نسبت به امر صلح خيانت نکن.
     3- در آن هيچ حيله و دغلکاري راه نده.
     157- در پيمان صلحي که آنرا با دشمنت منعقد مي کني:
     1- از بکار بردن جملات مبهم و چند پهلو پرهيز کن.
     2- از جملاتي که بتوان با آنها توجيه ها و تفسيرهاي دلخواه کرد و يا تاويلهاي نامربوط نمود نيز بر حذر باش.
     158- زماني که پيمان صلح را منعقد نمودي و آنرا امضاء و تاييد کردي هيچگاه خود را تسليم سخنان چند پهلو و کنايه آميز و مبهم نکن.
     159- مبادا مشکلات و شدائد ناشي از صلح که خداوند متعال ترا ملزم به اجراء آن کرده است تو را تحت قرار دهد و بخواهي آنرا از روي باطل و ناحق فسخ کني! هيچگاه اين کار را نکن، زيرا صبر کردن بر مشکلاتي که در زمان صلح بر دوش توست، اميد گشايش آن و عاقبت شايسته و نيکوي آن بهتر از دغل و فريبي است که از عاقبت شوم آن و از دچار شدن به رنجها و مشقتهاي آن مي ترسي.
علاوه بر آن در اين مورد نيز (اگر بي جهت پيمان را نقص کني) مورد بازخواست خداوند متعال قرار خواهي گرفت که از آن هيچ خلاصي نداري و از سوء عاقبت و شومي آن هم نمي تواني نه در دنيا و نه در آخرت بگريزي.
     خطوط اصلي و وظايف فردي و اجتماعي:
     160- بپرهيز و بر حذر باش از خونريزيهاي ناحق و سفاکي، چون هيچ گناه و ظلمي مانند سفاکي و خون ريزي ناحق:
     الف. به انتقام الهي نزديکتر نيست.
     ب. و هيچ جرمي بزرگتر از آن نمي باشد.
     ج. و از هر ظلم و گناهي سريعتر کليه نعمات الهي را از ميان برمي دارد.
     د. و زودتر از هر چيزي و هر عاملي ثبات حکومت را از بين مي برد و سقوط دولت را نزديک مي کند.
     ه. هيچوقت پايه هاي حکومت خود را به ريختن خونهاي ناحق و حرام محکم و استوار نکن، زيرا اينگونه اعمال که به خيال تو حکومت تو را از سقوط نجات مي دهد بالعکس آنرا ضعيف تر و سست تر مي کند و بلکه رو به سقوط و زوال سوق مي دهد و خود موجب انتقال سريع قدرت مي گردد.
     161- هيچوقت پايه هاي حکومت خود را به ريختن خونهاي ناحق و حرام محکم و استوار مکن، زيرا اينگونه اعمال که به خيال تو حکومت تو را از سقوط نجات مي دهد بالعکس آن را ضعيف تر و سست تر مي کند و بلکه رو به سقوط و زوال سوق مي دهد و خود موجب انتقال سريع قدرت مي گردد.
     162- در مورد قتل عمد به هيچ و چه نه عذري در دادگاه خداوند متعال پذيرفته است و نه هيچ عذري نزد من پذيرفته خواهد بود، چون تنها راه قصاص در قتل عمد اين است که کسي که يک نفر را کشته بايد خود او کشته شود.
     163- اما اگر در مورد قتل دچار خطا شدي، مثلا خواستي حدي را جاري کني يا تازيانه بزني و در زدن افراط کردي و کسي کشته شد و يا اينکه شمشير تو به خطا رفت و يا قصد کشتن کسي را نداشتي اما در تاديب با کوفتن مشت و يا بالاتر از آن که احتمال مرگ دارد کسي کشته شد، در اين صورت حتما بايد ديه مقتول را به صاحبان خون بپردازي و مبادا تکبر و غرور حکومت و قدرت تو باعث شود که ديه قتل خطايي را نپردازي. 
     164- برحذر باش از گرفتار شدن به عجب و خودپسندي و فخرفروشي و يا اينکه به اينگونه صفات اعتماد و اطمينان کني.
     165- بپرهيز از اينکه دوست داشته باشي تعريف و تملق تو را بگويند، چون دوست داشتن تملق و ستايش از بهترين فرصتها و پر اعتمادترين وسايل شيطان براي پايمال نمودن نتيجه هر کار نيکو و صالحي است.
     166- بر حذر باش از اينکه نسبت به احسان و عطايي که به ملت و مردم کرده اي بر آنها منت بگذاري.
     167- و يا کار خود را از آنچه هست بيشتر جلوه دهي، آنهم براي فخر فروشي.
     168- بر حذر باش از اينکه به ملت وعده اي بدهي و بعد خلاف آنرا عمل کني، چون:
     الف. منت نهادن، احسان و عطا را باطل مي کند و همه را از بين مي برد.
     ب. فخرفروشي نسبت به کثرت خدمتها و کارها نور حق را در انسان محو و نابود مي کند.
     ج. خلف وعده به ملت باعث خشم و سخط الهي و خود، عامل اصلي خشم ملت مي گردد:
خداوند متعال مي فرمايد: «بزرگترين جهت خشم و غضب نزد خداوند آن گفتاريست که گفته مي شود اما بدان عمل نمي شود.»
     169- بپرهيز از عجله کردن در کليه کارهايي که زمان و شرايط انجام آنها فراهم نشده است.
     170- بر حذر باش از سستي و ضعف در کارهايي که امکان انجام آنها فرا رسيده است.
     171- بر حذر باش از لجاجت و پا فشاري بي جهت در اموري که مشروعيت و شايستگي آنها روشن نيست.
     172- بپرهيز از ضعف و اهمال در اموري که جهت درستي و مصلحت آنها روشن است. 
     173- قرار بده هر چيزي را در جاي خود و انجام بده هر کاري را در زمان خودش.
     174- بپرهيز از اينکه مردم و ملت در چيزي به طور مساوي سهم ببرند و تو بيشتر از آنها به خود اختصاص دهي و در اين مورد تبعيض قائل شوي.
     175- بر حذر باش از مسايل و نيازمنديهايي که ملت نسبت به آنها اهتمام دارند و تو خودت را به غفلت و جهالت بزني، در صورتيکه همه از آن آگاهند و پيش همه روشن است و سرانجام پرده ها بالا خواهد رفت و مسايل برايت روشن خواهد شد و در آن هنگام حق ديگران را از تو خواهند گرفت و داد مظلومين را از تو مي ستانند.
     176- در هنگام خشم و غضب آتش خشم خود را فرو نشان و از خشونت خود بکاه و قدرت و سطوت خود را کنترل کن.
      177- تيزي سخنان خود را از مردم دور نگهدار.
     178- از اينگونه اعمال ناپسند و زشت با عجله نکردن و به تاخير انداختن حمله و سطوت بپرهيز تا اينکه خشم و غضب تو خاموش شود و زمام اختيار خود را بدست گيري، و هرگز نمي تواني چنين استوار باشي و عنان نفس به کف بگيري و در مقابل خشم و غضب خود استقامت کني مگر اينکه همه هم و غم و کوشش خود را در زنده کردن ياد معاد و بازگشت به محشر و به سوي خدا معطوف گرداني.
     179- وظيفه داري به يادآوري از اين مسائل که پيش از تو رخ داده است: 
      1- از آنچه که در حکومت هاي عادل و عدالت پرور گذشته است.
     2- از سنت ها و روشهاي نيکو و پسنديده و آثار روشن پيامبر عزيز اسلام.
     3- و از فرايض و واجباتي که در کتاب خدا ذکر شده است.
تا به روشهايي که ما به آن اشاره کرديم و برايت روشن شد اقتداء و عمل نمايي .
     180- آنچه را که در اين عهد نامه برايت بازگو نمودم در انجام و اداء آنها سخت مجاهده کن و من به وسيله بازگويي اين عهد نامه حجت خود را بر تو تمام کردم تا اينکه جاي هيچ گونه عذر و بهانه اي که در هنگام هجوم اميال و شهوات بر تو غلبه مي کند نباشد.
     دعا و طلب عدالت و شهادت
     از خداوند متعال مسئلت دارم که به سعه رحمت و عظمت و قدرت خود همه نيازمنديهاي ما را تامين نمايد. من و ترا توفيق عنايت کند بر آنچه که رضاي او در آن است و همچنين عذرهاي روشن ما را، چه در نزد خود و چه آنها که در نزد خلق مي گوئيم، پذيرا باشد و با ياد نيکي که بندگان خدا از ما مي کنند و با اثرهاي پسنديده و صالحي که از ما در شهرها باقي مي ماند نعمت خود را بر ما تمام کند و در عطا نمودن کرامت و عزت به ما به طور مضاعف مرحمت نمايد. خداوند عاقبت و سرنوشت من و ترا به «سعادت» و «شهادت» پايان بخشد، که بازگشت همگي ما به سوي اوست.
     سلام بر رسول خدا و سلام بر خاندان پاک او و سلام بر همه پاکان و مطهران اسلام و درودي بس بلند و وافر. و السلام.      با اندکی تغییر از : «هیئت تحریریه بنیاد نهج البلاغه»

+   یکم فروردین 1387- نويسنده : ...--« ابراهیم صفری »--... 


http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2009
« Ebrahim Safari »