تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - مفهوم توسعه

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     ¤- «سازمان ملل»، توسعه «Development» را (فرآيندي كه كوششهاي مردم و دولت را براي بهبود اوضاع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هر منطقه متحد كرده و مردم اين مناطق را در زندگي يك ملت تركيب نموده و آنها را به طور كامل براي مشاركت در پيشرفت ملي توانا سازد) مي داند. 
     «مايكل تودارو»، توسعه  را جرياني چند بعدي مي داند كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي، طرز تلقي عامه مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه كن كردن فقر مطلق است .
     «پروفسور گولت» توسعه را هم واقعيتي مادي و هم ذهني مي داند و مي‌گويد: بر حسب توسعه، جامعه از طريق تركيب فرايندهاي اجتماعي ، اقتصادي و نهادي، وسايلي را براي به دست آوردن زندگي بهتر تأمين مي‌كند.
     «مك لوپ» در تعريف توسعه اقتصادي مي گويد: توسعه عبارت است از كاربرد منابع توليدي به نحوي كه موجب رشد بالقوه مداوم در آمد سرانه در يك جامعه شود.
     «ميردال» توسعه را عبارت از (حركت يك سيستم يكدست اجتماعي به سمت جلو مي‌داند .)
     «بروكفليد» در تعريف توسعه مي‌گويد: توسعه را بايد برحسب پيشرفت به سوي اهداف رفاهي نظير كاهش فقر, بيكاري و نابرابري تعريف كنيم.
     «جرالد مير» توسعه را رشد اقتصادي توأم با تغييرات و تحولات فني و ارزشي و نهادي دانسته است.
     «آرماتياسن» با تأكيد و توجه خاصي كه بر عامل انساني و سرمايه گذاري در منابع انساني دارد، تفسير ويژه اي از توسعه را ارائه مي دهد. از نظر آرماتياسن، توسعه عبارت است از، افزايش توانمندي ها و بهبود استحقاق ها. بنابراين اقداماتي كه توانمندي هاي انسان را در ابعاد مختلف عمق و گسترش دهد، عوامل پيش برنده توسعه و اقداماتي كه منجر به كاهش توانمندي هاي انسان گردد، عوامل بازدارنده توسعه محسوب مي گردند.
     در تعریفی دیگر «توسعه»  را به مثابه درختي دانسته اند كه ريشه آن را «فرهنگ» و غذاي آن را «آموزش» و «سرمايه» تخصیص يافته به فعاليت هاي توسعه اي تشكيل مي دهد. بر اساس این تعریف؛ تنه و شاخ و برگ درخت، «نظام مناسب اقتصادي» و ميوه شيرين آن برطرف شدن فقر و محروميت، حفظ استقلال و خودكفايي و تأمين اقتصادي ـ اجتماعي مردم است. و در یک جمله : توسعه، یعنی بهبود در وضعیت زندگی انسانها در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، علمی و .... که اگر فرایند بهبود در زندگی انسانها، بدون تخریب محیط زیست بوده و توأم با عدالت اجتماعی باشد و در نتیجه با کمترین نوسان ادامه یابد به آن "توسعه پایدار" گفته میشود.

     با توجه به تعاریف مذکور ، امروزه دیگر توسعه ، محصور در مفاهیم و مصادیق اقتصادی نیست بلکه تلقي جدید از مفهوم توسعه, فرآيندي همه‌جانبه است (نه فقط توسعه اقتصادي) كه معطوف به بهبود تمامي ابعاد زندگي مردم يك جامعه است.از این رو توسعه ، کلیه عوامل موثر در بهبود شرایط زیستی ، یعنی عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی جامعه را در بر می گیرد. لذا هر كشور مي بايست در چارچوب مقتضيات داده هاي فرهنگی ، اقليمي، محيطي، انساني و نهادي خود طرح خاصي از توسعه را طراحي و به اجرا بگذارد.

     توجه به «ابعاد انسانی توسعه» باعث شده است که سازمان ملل  شیوه جدیدی را برای اندازه گیری توسعه ارائه کند که «شاخص توسعه انسانی» نام گرفته است. 
     «شاخص توسعه انسانی» (Human Development Index) از سال ۱۹۹۱ میلادی توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد به مرحله اجرا گذاشته شد و از آن پس هر ساله فهرستی از کشورهای جهان را به ترتیب بالاترین تا پائین ترین رتبه‌ها را در مقایسه با نمودارها و کشورهای دیگر منتشر می‌کند. شاخص توسعه انسانی یکی از نمودارها و منابعی است که توسعه اقتصادی در کشورها و نحوه آن را نشان می‌دهد.
     شاخص توسعه انسانی HDI نام جدولی است تناسبی که در آن کشورهای جهان بر اساس فاكتورهایی از جمله درآمد سرانه واقعی، نرخ باسوادی، آموزش، بهداشت، تغذیه و نيز امید به زندگی (در بدو تولد) مورد مقایسه قرار میگیرند.اين شاخص در پي اندازه گيري سه ظرفيت اساسي كسب دانش، دسترسي به امكانات مادي لازم براي زندگي بهتر و برخورداري از عمر طولاني تر همراه با سلامت بيشتر است.

      اميد به زندگي بيانگر متوسط طول عمر افراد يك جامعه است. توليد ناخالص داخلي برجسته ترين متغير نشان دهنده وضعيت كلان يك كشور و دربرگيرنده ارزش كليه كالاها و خدمات نهايي توليد و ارزش گذاري شده در طي يك سال مالي است و منظور از سطح تحصيلات در اين شاخص نرخ باسوادي بزرگسالان ونسبت ثبت نام ناخالص مركب است. سازمان ملل كشورها را از بعد HDI به سه گروه تقسيم مي كند، كشورهايي كه HDI آنها بيشتر از ۰‎/۸۰ است جزو كشورهاي با توسعه انساني بالا، كشورهايي كه HDI آنها بين ۰‎/۵۰ و ۰‎/۸۰ است كشورهايي با توسعه انساني متوسط و كشورهايي كه HDI آنها كمتر از ۰‎/۵۰ است كشورهايي با توسعه انساني پائين طبقه بندي شده است.

     اما ”توسعه اقتصادي“ عبارتست از رشد همراه با افزايش ظرفيت‌هاي توليدي اعم از ظرفيت‌هاي فيزيكي, انساني و اجتماعي. در توسعه اقتصادي, رشد كمي توليد حاصل خواهد شد اما در كنار آن, نهادهاي اجتماعي نيز متحول خواهند شد, نگرش‌ها تغيير خواهد كرد, توان بهره‌برداري از منابع موجود به صورت مستمر و پويا افزايش يافته, و هر روز نوآوري جديدي انجام خواهد شد. بعلاوه مي‌توان گفت تركيب توليد و سهم نسبي نهاده‌ها نيز در فرآيند توليد تغيير مي‌كند. توسعه اقتصادي دو هدف اصلي دارد: اول, افزايش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ريشه‌كني فقر), و دوم, ايجاد اشتغال, كه هر دوي اين اهداف در راستاي عدالت اجتماعي است. نگاه به توسعه اقتصادي در كشورهاي پيشرفته و كشورهاي توسعه‌نيافته متفاوت است. در كشورهاي توسعه‌يافته, هدف اصلي افزايش رفاه و امكانات مردم است در حاليكه در كشورهاي عقب‌مانده, بيشتر ريشه‌كني فقر و افزايش عدالت اجتماعي مدنظر است.

+   سوم دی 1387- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »