تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - درد بی درمان!

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     ¤- امیر مومنان علی علیه السلام در فرمان بلند و معروف خود به مالک اشتر در ضرورت حفظ سنن و قوانین صالحه می فرمایند: وَ لَا تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَةُ وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ وَ لَا تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ مَاضِي تِلْكَ السُّنَنِ فَيَكُونَ الْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا وَ الْوِزْرُ عَلَيْكَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا. «هرگز سنتي نيکو را مشکن که پيشتازان اين امت به آن عمل نموده، و موجب تشکل انساني عالي امت شده، و مردم جامعه بر مبناي آن به حيات صالحه نائل گشته اند، و هرگز سنتي را بنيان مگذار که به چيزي از آن سنت هاي گذشته ضرري برساند، که در نتيجه پاداش نصيب سنت گذاران نيکو شود، و وبال سنت شکني گريبان ترا بگيرد»

     علامه محمد تقی جعفری ره در شرح این فراز از فرمان امام علی علیه السلام بعد از توضیحات جامع راجع به سنت های اجتماعی و مختصات آنها به بررسی عوامل سنت شکنی از سوی مدیران و زمامداران می پردازد که در اینجا فقط به پنجمین علتی که ایشان ذکر کردند اشاره می شود. و البته به همه دوستان عزیز و مدیران ارجمند توصیه می کنم ضمن مطالعه و درک مفاهیم والای «عهد نامه مالک اشتر» ، شرح علامه جعفری را که به نام: «حکمت اصول سیاسی اسلام» از سوی بنیاد نهج البلاغه منتشر شده است مورد توجه قرار دهند.

     و اما سخن علامه جعفری: علت ديگر براي سنت شکني، نظريه پردازي هاي بي مورد متصدياني است که مقامي را تازه به دست آورده اند، اگر اينگونه اشخاص که به اصطلاح معمولي جامعه‌ي ما تازه به دوران رسيده اند تحمل و ظرفيت خود را به جهت مقامي که تازه به دست آورده اند، از دست بدهند، خود را بهترين و بالاترين صاحبنظر و شايسته‌ي آن مقام تلقي مي‌کنند! و نه تنها متصدي قبلي را شخصي ناقابل و ملعون و مطرود معرفي مي‌کنند، بلکه همه‌ي آسيبهائي را که به جامعه وارد آمده است به گردن آن بدبخت مي‌اندازند. (البته ممکن است چنين باشد ولي شخص جديد آن را وسيله‌ي تحکيم خود و نظريات خود قلمداد کند، نه براي بيدار کردن جامعه و متصديان مديريتها! و ممکن است اصلا آنگونه که شخص جديد مي‌گويد نباشد).

     پس از آنکه شخص پيشين به حق يا به ناحق ناقابل و ملعون و مطرود قلمداد شد، ممکن است حتي اقدامات و سنتها و برنامه هاي کاملا شايسته‌اي که آن شخص به وجود آورده بود، دنبال خود همان شخص پيشين مورد انتقاد و رد و طرد قرار بگيرد و شکسته شود، و به جاي آنها فقط براي اينکه شخص جديد خود را در مقام خود ميخکوب کند، دست به اقدامات و سنت سازيها و برنامه ريزيهاي بي اساس و مضر بزند، و براي اينکه خود را در مقامي که به دست آورده است ميخکوب کند به اضافه‌ي اقدامات و سنت سازيها و برنامه ريزيهاي جديد، اشخاص جديدي را براي اداره‌ي مجموعه‌اي که به عهده گرفته است، سر کار بياورد که اصلا نه اطلاعي از اصول مسائل آن مجموعه دارند و نه تعهد و تقواي اداره‌ي آن مجموعه را. اينست درد بي درمان جامعه‌اي که سنت شکني و قانون زدائي را براي حفظ اشخاص ناصالح در مديريتها، چنان معمول مي‌دارد که گوئي سنت و قانون پايدار جامعه جز سنت شکني و قانون زدائي چيزي ديگر نيست!! در چنين وضعي است که بايد گفت واي به حال مردم جامعه‌اي که زندگي آنان روي قله هائي از کوه آتشفشان به جريان مي‌افتد. صفحات ۲۴۴ و ۲۴۵ کتاب حکمت اصول سیاسی اسلام. علامه محمد تقی جعفری  

+   سی ام بهمن 1387- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »