تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - بازسازی جهان

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     ¤- دیدگاهها و نظریه پردازی های «ایمانوئل والرشتاین»، نویسنده کتاب‌های؛ «نظام مدرن جهانی»، « پایان جهان، چنان که ما می‌فهمیم» و «سقوط قدرت امریکا: ایالات متحده در دنیایی آشوب‌زده» استاد دانشگاه دولتی نیویورک، راجع به حوادث آینده جهان بعد از گسترش روز افزون بحران اقتصادی؛ مهم، قابل تامل و خواندنی است.

     او با اطمینان ادعا می کند كه نظام كنونی (اقتصادی) دوام نخواهد آورد. آنچه نمی‌توانیم پیش‌بینی كنیم این است كه نظم جدیدی كه به جای آن برگزیده خواهد شد چیست؟ وی معتقد است که دیر یا زود، نظامی نو در جهان مستقر خواهد شد. این نظام، سرمایه‌داری نخواهد بود اما می‌تواند بسیار بدتر (حتی قطبی‌تر و سلسله‌مراتبی‌تر) یا بسیار بهتر (نسبتاً دموكراتیك و نسبتاً برابری‌طلب‌تر) از چنین نظامی باشد. از نظر والرشتاین ما به سوی نقش بسیار بزرگ‌تر دولت در اقتصاد حركت كرده‌ایم. حتی در آمریكا و انگلستان بانك‌ها و صنایع بزرگ در شرف نابودی تا حدودی ملی می‌شوند. ما به سمت دولت‌های پوپولیستی حركت می‌كنیم كه بازتوزیع درآمد را هدایت می‌كنند و می‌توانند به اشكال چپ میانه سوسیال‌دمكرات یا اشكال اقتدارگرایانه راست افراطی باشند. و ما به سوی منازعات حاد اجتماعی درون كشورها حركت می‌كنیم چنان‌كه هركس بر سر سهم كوچك‌تری رقابت می‌كند.

     والرشتاین معتقد است که توهم‌زدایی از شکوهمندی‌هایی «بازار بی‌قیدوبند» از اواسط دهه‌ی 1990 آغاز شد. این توهم‌زدایی را می‌توان حاصل تحولات متعدد دانست: بازگشت بسیاری از دولت‌های طرفدار رفاه اجتماعی در بسیاری از کشورها به قدرت، درخواست دوباره‌ی به طور خاص جنبش‌های کارگری و سازمان‌های کارگران کشاورزی از دولت‌ها برای سیاست‌های حمایت‌گرایانه؛ رشد جهانی جنبش «دگرجهانی‌شدن» که شعارش چنین است: «جهانی دیگر امکان‌پذیر است»

     او بحران و رکود موجود را چنین توصیف می کند:  تقریبا تمام انسان های در سراسر جهان، از دولت ها و شرکت ها و اشخاص، زندگی خود را بر اساس درآمد 10 تا 30 ساله خود برنامه ریزی می کنند و این کار را با گرفتن وام انجام می دهند. جهان با وجود تورم در درآمدها و تورم در مصرف دچار سرگیجه شده است. حباب های زندگی مصرفی باید بترکد و این یکی اکنون ترکیده است. عدم امکان ادامه چنین راهی به اثبات رسیده است و ناگهان همه از دولت و شرکت ها و اشخاص نگران این مسئله هستند که پول هایشان دارد تمام می شود.  وقتی این ترس غالب شود، مردم خرج کردن و قرض دادن را متوقف می کنند. و زمانی که خرج کردن و قرض دادن کاهش پیدا کند، تولید کنندگان نیز یا تولید را متوقف می کنند و یا روند تولید را کند می کنند. ممکن است آنها به طور کامل تولید خود را کنار بگذارند و یا کارمندان خود را اخراج کنند. در این دایره خبیث، از آنجا که تعطیلی مراکز تولیدی و اخراج کارمندان سبب کاهش درخواست ها و بی میلی به مصرف و قرض دادن می شود، آن را بحران و رکود می نامند.

     ایمانوئل والرشتاین می گوید : شرایط مانند وضعیت یک گردباد است. بدترین حوادث می تواند در کمین دولت ها باشد. وقتی که بدترین ها اتفاق بی افتد، آنها تنها چند ثانیه فرصت دارند تا بتوانند در پناهگاه های خود پناه بگیرند. پس از آن گرد باد می گذرد و اگر کسی از این گرد باد جان سالم به در برده باشد، بیرون می آید تا خسارات را مورد بررسی قرار دهد. خسارت بسیار گسترده است. یک نفر می توان این خسارت ها را جبران کند. اما بحث اصلی اینجا آغاز می شود، بحث در خصوص بازسازی .

+   دهم اسفند 1387- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »