تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - مزیت مطلق، نسبی و رقابتی در اقتصاد

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     مزيت مطلق Absulate Advantage: نظریه «مزیت» برای اولین بار از سوی «آدام اسميت» مطرح شد و بر اساس آن؛ چنانچه كشوري بتواند كالايي را ارزانتر از كشور ديگري توليد كند و كشور مقابل نيز كالاي ديگري را ارزانتر از كشور نخست توليد كند، هريك از كشورها در توليد كالايي كه ارزانتر توليد كرده‌اند، مزيت دارند. بنابراين چنانچه هر كشور به صدور كالايي كه در آن مزيت دارد و به ورود كالايي كه در آن مزيت ندارد، مبادرت ورزد، هر دو كشور از اين مبادله نفع خواهند برد.

     مزيت نسبي: مزيت نسبي بوسيله ديويد ريكاردو اقتصاددان انگليسي پايه گذاري شد و اين تئوري پس از تئوري " مزيت مطلق " آدام اسميت در مبحث مزاياي تجارت آزاد بين المللي، مطرح گرديد . براساس مفهوم مزیت نسبی؛ چنانچه كشوری یك كالا را نسبت به دیگر كالاها ارزانتر تولید كند، این كشور در تولید چنین كالایی مزیت نسبی دارد. بعلاوه ، اگر كشور مذكور بتواند كالای موردنظر را در مقایسه با سایر كشورها با هزینه پایین‌تری صادر كند در مقایسه با سایر كشورها از مزیت نسبی در صادرات برخوردار خواهد بود. اما ماهیت آمارهای تجارت بین‌المللی به گونه‌ای است كه در ارزیابی تجربی از مزیت نسبی بر حسب كالاها، مسائل و مشكلاتی پدید می‌آید. براساس این اطلاعات، اغلب كشورها هم صادر كننده و هم وارد كننده یك گروه خاص از كالاها می‌شوند لذا اندازه گیری های واردات و صادرات به عنوان یك شاخص مستقیم از مزیت یا عدم مزیت نسبی بی اعتبار میگردد.

     مزیت نسبی در تولید (قیمت تمام شده یا هزینه) به دو گونه بالفعل و بالقوه قابل بررسی است. مزیت نسبی بالفعل به بررسی مزیت نسبی كالا یا بخش خاصی می‌پردازد كه در دوره زمانی و مرز جغرافیایی تعریف شده‌ای، تولید آن بطور بالفعل محقق شده باشد. از سوی دیگر، مزیت نسبی بالقوه به بررسی مزیت نسبی كالا یا بخش خاصی می‌پردازد كه تولید در دوره زمانی و مرز جغرافیایی تعریف شده‌ای، بطور بالفعل محقق نشده باشد. ولی بطور بالقوه قابلیت تولید داشته باشد. 

     مزیت رقابتی (COMPETITIVE ADVANTAGE) از تئوری های مدیریت استراتژیک و یکی از مسائل جاودانه در ادبیات بازاریابی استـراتژیک تلقی می شود. مایکل پورتر” در سال ۱۹۹۰ با کتاب “مزیت رقابتی ملتها” به عنوان بنیانگذار این نظریه‏, مهمترین تأثیر را برجای گذاشت.
     بر این اساس, برای موفقیت یک کشور در تجارت جهانی, نمی‌توان تنها به مزیت‌های نسبی آشکار شده بسنده نمود بلکه اقتصادها می‌باید از طریق شناخت وضعیت و ساختار خود و ظرفیت‌سازی, به خلق مزیت پرداخته و با فراهم آوردن بسترهای سرآمدی جهانی و شرایط کارایی رقابتی, به فعالان اقتصادی اجازه دهند همگام با هدایت دولت‏, حوزه‌های جدیدی در تجارت جهانی را به خود اختصاص دهند. در این دیدگاه نقش موجودی عوامل تولید به معنای سنتی آن‏ رو به کاهش می‌گذارد و همچنین فرصتهایی که فضای جهانی شدن در اختیار بنگاهها و دولتها قرار می‌دهد, موجب شکسته شدن محدودیتهای پیشین می‌شود.
     هدف تئوری مزیت رقابتی صحه گذاشتن بر نقش حساس بازار رقابتی و کاهش هزینه های تولید و ایجاد تنوع در تولیدات جهت پیدایش برتری در رقابت های اقتصادی است. همچنین وجود مزیت رقابتی در بازاریابی موجب افزایش و حفظ سهم بازار و دستیابی به رهبری بازار می گردد. مؤلفه های مفهوم مزیت رقابتی شامل ارزش آفرینی، بازارگرایی، خشنودی مشتری، شناخت توان بالقوه، حرکت دادن توان بالفعل، انگیزه سازی، مهارت سازی، قیمت مناسب، پاسخگویی و نوآوری است.
      مزیت رقابتی در علم مدیریت ابزار کارآمدی به نام زنجیره ارزش معرفی می کند که استراتژیست های امور اقتصادی از آن برای تشخیص و دستیابی به برتری در رقابت های اقتصادی بهره می گیرند. تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش این امکان رادراختیارمدیران قرار می دهد تا فعالیتهای مؤسسات خود را در زمینه طراحی تولید، بازاریابی و توزیع کالا و خدمات از هم مجزا نمایند. از همین رو، تولیدکنندگان کالاهای گوناگون با بهره گیری از زنجیره ارزش می توانند به پاسخ ها و راهکارهایی مناسب برای پرسشهای متعددی که در این ارتباط مطرح می شود دسترسی یابند.

+   بیست و دوم فروردین 1388- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »