تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - از کشکول شیخ بهایی :

---«اَلـلّـهُـمََّ صَـلِّ عـَلـي مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم»---

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه

     ¤- از امثال عرب است كه گويند: بزغاله اى بر پشت بامى ، به گرگى كه از پايين مى گذشت دشنام داد. گرگ گفت : تو مرا دشنام نمى دهى ، بل جاى (مکان یا منصب) توست كه مرا دشنام مى دهد.

     پادشاهى ، اقليدس را خواست تا به حضور وى رود. نرفت و به او نوشت : آن چه تو را از آمدن نزد ما باز داشته است ، ما را نيز از آمدن به نزد تو منع كرده است .

     جنيد بر مردى گذشت كه لب هايش مى جنبيد. او را گفت : به چه كار مشغولى ؟ گفت : خدا را ذكر مى گويم . گفت : ذكر ، تو را از مذكور باز داشته است .

     حنف بن قيس گفت : شبى تا صبح بيدار بودم ، كه كلمه اى يابم تا سلطان را خوش آيد، بى آن كه خدا را به خشم آورد، و نيافتم .

     حكيمى گفت : چيزى پربهاتر از زندگى نيست . و زيانى بالاتر از آن نيست كه آن را جز در جهت زندگى جاويد به كار برند.

اى نه دله ی ده دله ! هر ده يله كن !
صـراف وجود باش و خود را چله كن !
 
يك صبح ، به اخلاص بيا بر در دوست
گر كـام تو برنيارد، آن گه گله كن !

+   دهم اردیبهشت 1388- نويسنده : .--« ابراهیم صفری »--. 


 
http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2010
« Ebrahim Safari »