تبليغاتX
مدیریت، اقتصاد و توسعه - شهید لاجوردی، دیده بان انقلاب

مدیریت، اقتصاد و توسعه

نکته های اقتصادی، انگاره های مدیریتی و دغدغه های توسعه ایران

     هر بار که زندگی، خاطرات، نصایح و خصوصا" وصیت نامه «شهید سید اسدالله لاجوردی» را مرور می کنم، درک ملموس تری از حساسیت ها و دغدغه های دلسوزانه و انقلابی این شخصیت بی بدیل و مرد پولادین در آیینه اندیشه ها و انگاره هایم رخ می نماید.

     در آن سالها که با او محشور بودیم، جنس حرفها و دیدگاههای سیاسی اش برای ما غریب و نامانوس می نمود. چیزهایی می دانست و گاهی بر زبان می آورد که ما به مخیله مان هم اجازه ورود به آن دانسته ها را نمی دادیم! اکنون به خوبی می شود فهمید که چرا بعضی از آنان که صیت شهرتشان گوش فلک را کر کرده است، هرگز بر شهادت او نگریستند. از چند خط پیام تسلیت دریغ نموده و هنوز هم از نام و یاد لاجوردی لرزه بر اندامشان می افتد.  

     مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی ها راجع به این شهید عزیز فرمودند: «ایشان از اول انقلاب تا همین شهادتشان همیشه در صراط مستقیم حرکت کرد و ذره ای از طریق مستقیم و خط صحیح انحراف پیدا نکرد. ایشان کار را برای خدا می کرد اهل تظاهر و اهل نشان دادن نبود. کار را برای خدا قبول می کرد و برای خدا انجام می داد برای همین بود که هیچ ملاحظه ای نمی کرد».

     جملات زیر بخشهایی از وصیت نامه این شهید عزیز است که اندکی از هزاران اندوه خود را راجع به دشمنان قسم خورده انقلاب و نظام بیان می دارد:

     خدايا ! تو شاهدي به همان اندازه - بلكه صد چندان - كه به امام ِ قاطع و سازش ناپذيرم عشق مي‌ورزم، نسبت به سازشكاران و مدافعان عملي ضد انقلاب ( اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم. بيم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تكرار شود و يا ايران اسلامي به سرنوشت الجزاير دچار شود.

     خداوندا ! از تو مصرانه مي خواهم دست و قدم، زبان و قلم ِ همه كساني را كه در جهت رهانيدن ضد انقلابيون و مرتدين و محاربين از چنگال عدالت، اعمال قدرت و نفوذ كرده‌اند و همه كساني كه پذيراي اين ننگ شده‌اند ( تا چند روزي به كام ِ وهم و خيال رسند) ، براي هميشه از سرنوشت اين مردم شهيد پرور و شاهد قطع فرمايي.
     خدايا! چون عاشق نظام بوده‌ام ، از آن ترس داشتم كه افشاي چهره سازشكاران ، لطمه اي ناچيز به نظام وارد آرد ، به آنها توصيه مي كنم كه جداي از لفّاظي و بازارگرمي هاي صنفي ، به قيامت و حسابرسي هاي دقيق آن روز باور پيدا كنند و مواظب باشند كه از آن دسته اي نباشند كه قرآن درباره شان فرموده : " لِمَ تقولونَ ما لا تفعلون . كَبُرَ مَقْتاً عند الله انْ تقولوا ما لا تفعلون ".
      وصيتم به صاحبان قدرت و نفوذ اين است كه اگر حركتشان را دوست مي دارند ، به جاي شعارهاي مردم فريب و سياستمدارانه ، توصيه هايي را كه تلفني و شفاهي در جهت استخلاص ضد انقلاب و مَلَأ و مترفين و حرامخواران و حرام اندوزان اعمال مي دارند ، با شهامت و رشادت ، براي مردم بازگو كنند و از هر نوع توجيه و ماستمالي كردنهاي حفظ سمت و استمرار موقعيت صدارت ! بپرهيزند كه خودفريبي و مردم فريبي بالاخره به پايان رسد و سر و كار با خير الماكرين افتد.
     خدايا ! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف ، خطر منافقين انقلاب را ( همانان كه التقاط ، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده و همانان كه رياكارانه براي رسيدن به مقصودشان ، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ - به بزرگي مجمع الاضداد - به دست گرفته اند ، هم رجايي و باهنر را مي كُشند و هم به سوگشان مي نشينند ، هم با منافقين خلق ، پيوند تشكيلاتي و سپس ... ! برقرار مي كنند ، هم آنان را دستگير مي كنند و هم براي آزاديشان و اعطاي مقام و مسئوليت بدانان تلاش مي كنند و از افشاي ماهيت كثيف آنان سخت بيمناك مي شوند ، هم در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق كُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض كنند ) ، به مسئولين گوشزد كرده ام ولي نمي دانم چرا ؟ ( گرچه نسبت به بعضي ، تا اندازه اي مي دانم چرا !) ترتيب اثر نداده اند .
     به مسئولين بارها گفته ام كه خطر اينان بمراتب زيادتر از خطر منافقين خلق است ، چرا كه علاوه بر همه شيوه هاي منافقانه ي منافقين ، سالوسانه در صف حزب اللهيان قرار گرفته و كم كم آنان را در صفوف آخرين و سپس به صف قاعدين و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند، به گونه اي كه عملاً عقل و اراده منفصل برخي تصميم گيرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصبها و حفظ و ابقاء ها دست به تخريب مي زنند و اعمال قدرت مي كنند.

+   سی و یکم مرداد 1388- نويسنده : ...--« ابراهیم صفری »--... 


http://www.esafari.ir
Copyright © 2002 - 2009
« Ebrahim Safari »